به گزارش بازارمشترک به نقد از ایسنا 

روزنامه همشهری نوشت:

با پایان فصل دوم «بامداد خمار» باز هم بحث‌ها بر سر تفاوت‌های رمان و سریال جریان گرفته است. از آنجا که بیشتر تماشاگران سریال رمان را هم خوانده‌اند، این تفاوت‌ها بیشتر مطرح می‌شود. اینکه سریال با رمان تفاوت‌هایی داشته باشد البته برای اقتباس تصویری کاملا عادی است. اما این تفاوت‌ها در داستان رحیم و محبوبه در رمان و سریال ظاهرا برای مخاطبان جالب نبوده است. یکی از اتفاقاتی که در نتیجه تغییرات زیاد در رمان رخ داده کم‌رنگ شدن نقش رحیم است که باعث شده عشق محبوبه و رحیم هم در سریال شکل نگیرد. فصل دوم سریال هم به پایان رسید و باز هم رحیم حضور کمی ‌دارد، درحالی‌که در رمان در همان یک‌سوم ابتدایی تکلیف عشق محبوبه و رحیم مشخص می‌شد و با هم ازدواج می‌کردند و بعد ماجراهای بعدی اتفاق می‌افتاد. به همین دلیل و به موازات کم شدن نقش رحیم، حضور منصور، پسر عموی محبوبه که عاشق اوست، پررنگ است؛ آنقدر پررنگ که تعداد بسیاری از تماشاگران سریال در نظرهایشان فقط درباره او نوشته‌اند و او را به رحیم ترجیح داده‌اند.

نقش پررنگ خان والا
تفاوت برجسته دیگر نقش خان والاست که در سکانس‌های بسیاری از سریال حضور دارد. می‌توان به جرأت گفت آنقدر که خان والا در سریال نقش‌آفرین است و دیده می‌شود، رحیم این شرایط را ندارد. این حضور در حالی است که در رمان نام خان والا فقط در چند صفحه ابتدایی رمان و زمانی که محبوبه قرار است با پسر او ازدواج کند مطرح می‌شود. از طرف دیگر، خواستگاری اصلان از محبوبه فقط در حد خواستگاری می‌ماند و اصلا به سفره عقد نمی‌کشد و محبوبه همان اول او را رد می‌کند. مسئله دیگر علاقه خجسته به منصور است که در رمان اشاره‌ای به آن نشده است و خجسته چند سال بعد از محبوبه با فرد دیگری ازدواج می‌کند. در رمان، پدر و عموی محبوبه هیچ اختلافی ندارند و صمیمی ‌هستند و در زمان خواستگاری در باغ شمیران به محبوبه بسیار احترام می‌گذارند. مادر منصور هم مخالفتی ندارد.
در رمان، بصیرالملک برای داشتن یک فرزند پسر با زن دیگری به شکل محرمانه ازدواج می‌کند، اما چیزی از علاقه بین بصیرالملک و این زن مطرح نمی‌شود. در عوض، در سریال، بصیرالملک و همسر دومش عاشق یکدیگر تصویر شده‌اند.

مسئله تفاوت طبقاتی
از همان زمانی که رمان منتشر شد مسئله بها دادن به تفاوت‌های طبقاتی هم شکل گرفت. رحیم نماینده قشر پایین‌دست جامعه بود که عاشق یک دختر از خانواده اشرافی قجری می‌شود. بخش زیادی از رمان به مخالفت خانواده محبوبه با ازدواجش با یک شاگرد نجار اختصاص دارد و زمانی هم که بعد از تمام مسائل محبوبه و رحیم با هم ازدواج می‌کنند، حرف‌های خانواده محبوبه درست از کار در می‌آید و تفاوت‌های طبقاتی و فرهنگی بین ۲خانواده فاجعه به بار می‌آورد. رحیم یکباره تبدیل به هیولایی می‌شود که هیچ شباهتی به مردی که محبوبه عاشقش بود ندارد.
اما درسریال، ظاهرا برای جبران این تفکر طبقاتی، نقش زیادی به کلفت‌ها و نوکرها داده شده و حتی طاووس، دختر بلندپرواز کالسکه‌چی بصیرالملک از تسلط اربابان شکایت دارد و می‌خواهد مثل آنها باشد. او در پایان فصل دوم صیغه خان والا می‌شود تا به رؤیایش برسد.

نویسنده سریال چه می‌گوید؟  
حسین کیانی که فیلمنامه سریال را نوشته و نقش والا را هم در آن بازی می‌کند، درباره این سریال گفته است:‌ «در حوزه قصه، چارچوب اصلی حفظ شد، اما برخی شخصیت‌ها و موقعیت‌ها تقویت و دراماتیک‌تر شدند، زیرا ادبیات داستانی ذاتا توصیفی است و برای تبدیل به اثر نمایشی باید بار دراماتیک آن افزایش یابد. این به‌معنای ایجاد موقعیت‌هایی است که شخصیت‌ها را به کنش وادار کند و انگیزه‌ها، امیال و نیازهای آنها را برجسته سازد.»

انتهای پیام

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

لطفا دیدگاه خود را از طریق فرم زیر اسال نمایید

نظرسنجی

مارا دنبال کنید