به گزارش ایسنا، دیوید فارس برای روزنامه نیشن نوشت: در حالی که جنگ با ایران — یا به قول خودشان «ماجراجویی» در ایران — به آرامی و با تزلزل به سوی هشتمین ماه خود پیش میرود، ترامپ به جای تدبیری درست برای پایان آن به فکر تطمیع یا بهتر بگوییم رشوه دادن به رأیدهندگان، ایجاد جنجالهای دیپلماتیک در مسابقات گلف خود و انتشار تصاویر بیکیفیت و مضحکِ هوش مصنوعی از خودش است که با چهرهای عبوس از فضا به سیاره زمین حمله میکند.
فارس در ادامه آورده است: از یک سو، مایه خرسندی است که دیگر شاهد اظهارات هفتگی ترامپ — که با هدف دستکاری بازار بیان میشد — نیستیم؛ ادعاهایی مبنی بر اینکه ایران به خاطر نابودی کامل و مطلقِ قوای نظامیاش، «التماس» میکند تا به توافقی فوقالعاده دست یابد! اما بیتفاوتیِ ظاهری کاخ سفیدِ ترامپ نسبت به روند واقعی این جنگ، اوضاع با شتاب و کورکورانه به سوی پرتگاه فاجعه پیش میرود
ترامپ به وضوح بالاخره فهمیده است که ایران به این زودی و راحتی به میز مذاکره بازنخواهند گشت. او در مسیر سفر به دالاس در ادعایی عجیب به خبرنگاران گفت که این جنگ «بلافاصله پس از انتخابات ما پایان خواهد یافت.» و بعد در سخنرانی پرطمطراق خود در دالاس انگار همه چیز را از یاد برد و مدعی شد: «آنها با چنگ و دندان مقاومت میکنند و امیدوارند که ما شکست بخوریم تا بتوانند با دموکراتهای احمق و ضعیف طرف شوند و به بمب هستهای خود دست یابند!»
البته در دنیای واقعی و مورد توافق همگان، این اکثریتهای فرضی دموکراتها در یک یا هر دو مجلس کنگره تا ژانویه ۲۰۲۷ قدرت را در دست نخواهند گرفت و همچنان مسئولیت مذاکره با ایران را بر عهده نخواهند داشت. اما اینها همان جزئیات کوچک و دردسرسازی هستند که رئیسجمهور در رویاپردازیهای عجیب و خودخواهانه خود، سرسختانه آنها را نادیده میگیرد.
تا زمانی که تسلیمِ اجتنابناپذیرِ آمریکا همچنان در افقِ پیشِ رو باقی بماند، ترامپ مجبور نخواهد بود مسئولیت فجایع متعددی را که جنگش به بار آورده است، بپذیرد.
او قطعاً نمیخواهد کسی نگاهی دقیق به وقایعی بیندازد که روزبهروز در خلیج فارس در حال وقوع است. اگر بخواهیم صریح بگوییم، اوضاع جنگ برای ایالات متحده بسیار وخیمتر از آن چیزی است که هر کسی میتوانست هشت یا حتی سه ماه پیش تصور کند. تنگه هرمز همچنان عمدتاً بسته است و حجم تردد کشتیها تنها بخش ناچیزی از میزان آن در آستانه آغاز درگیریهاست. در حالی که تبادل ضربات میان آمریکا و ایران ادامه دارد، تعداد عبور روزانه نفتکشها از این آبراه در ماه جاری عمدتاً تکرقمی بوده است (در مقایسه با حدود ۱۰۰ مورد در روز پیش از اشتباه فاحش ترامپ). قیمت نفت خام برنت در این هفته بار دیگر به سطحی بسیار بالاتر از ۱۰۰ دلار در هر بشکه رسید؛ همان مرز نامرئی که نویسندگان عناوین خبری را وادار میکند از فونتهای درشتتری استفاده کنند و سرمایهگذاران را از تظاهر به اینکه اوضاع بهزودی روبهراه خواهد شد، بازمیدارد.
قیمتها بهتدریج رو به افزایش است؛ بهویژه قیمت گازوئیل که برای حملونقل جادهای و کشاورزی در آمریکا حیاتی است و بهتازگی به رکورد بیسابقه بیش از ۶ دلار در هر گالن رسیده است.
یمنی ها در ماه جاری به تهدیدی بسیار جدیتر از آنچه در آغاز درگیری به نظر میرسید، تبدیل شدهاند آسیب جدی وارد شده به خط لوله حیاتی «شرق-غرب» عربستان آن را برای هفتهها تعطیل کرده است. انصارالله همچنین بندر «مخا» در دریای سرخ و جزیره «پریم» در دهانه گذرگاه راهبردی بابالمندب میان یمن و سومالی را به تصرف خود درآوردند. این اقدام، احتمال بروز اختلالات بیشتر در کشتیرانی و پیشرویهای ارضی افزونتر را افزایش میدهد. دولت ترامپ تاکنون درخواستهای کمک عربستان را نادیده گرفته است، زیرا واشنگتن توان آن را ندارد که در جبههای دیگر از جنگی منطقهای که به کابوسی بدل شده، درگیر شود.
رویکرد بیمحابای ترامپ نسبت به موازنه قوا در منطقه، حتی موجب احیای دزدی دریایی در سواحل سومالی شده است. اوضاع در تلاش برای به زانو درآوردن جمهوری اسلامی از طریق محاصره دریایی کشتیهای ایرانی نیز چندان بهتر پیش نمیرود. نیروهای نظامی ایران همچنان سرسخت و تهاجمی باقی ماندهاند. ایران حتی بدون از کار انداختن هیچیک از ناوهای جنگی آمریکا، باعث شده است که آمریکا در نظر و عمل همچون کشوری در حال گریز به نظر برسد؛ بهویژه آنکه پشتیبانی لجستیکی این محاصره دریایی از فاصلهای هزاران مایلی انجام میشود.
ایران که در اوایل جنگ مقر ناوگان پنجم نیروی دریایی ایالات متحده در بحرین را منهدم کرده بود، اکنون بنا بر گزارشها بخشی از ظرفیت پیش از جنگ خود برای تولید موشکهای بالستیک را احیا کرده است. ظاهراً فرماندهان نظامی ایران تأسیسات جدیدی را در عمق بیشتری از زمین بنا کردهاند تا آنها را از دسترس بمبهای سنگرشکن آمریکا دور نگه دارند.
۸ ماه پیش، این تصور که ایران نهتنها میتواند در برابر حمله طولانیمدت آمریکا تاب بیاورد، بلکه از چنین درگیریای با موقعیت راهبردی بهمراتب بهتری بیرون میآید، مضحک به نظر میرسید. اما آمریکا در نابودی ذخایر پهپادها و موشکهای بالستیک ایران ناکام مانده و هنوز نتوانسته است توانایی پدافند هوایی ایران برای کنترل حریم هوایی کشور را به اندازه کافی تضعیف کند.
با وجود تمام جشنهای زودهنگامِ جنگطلبان واشنگتن درباره نابودی زیرساختهای صنایع دفاعی ایران، به نظر میرسد تهران همچنان از قدرت آتش قابلتوجهی برخوردار است و تسلیحات بیشتری نیز در راه دارد. این وضعیت، رئیسجمهورِ هرچه منزویترِ آمریکا را با ابزارهای اندک و حیاتی برای پایان دادن به جنگ تنها گذاشته است. بنابراین، او در عوض همچنان به لفاظیهای زشت و توهینآمیز خود ادامه میدهد و همزمان ذخایر موشکی آمریکا را به باد میدهد؛ آن هم با این امیدِ مذبوحانه که محاصره بیاثرش، تهران را پیش از آنکه رأیدهندگان آمریکایی کنترل کنگره را به دموکراتها بسپارند، به زانو درآورد.
امروز، این ایالات متحده است — و نه ایران — که گویی در آستانه به زانو درآمدن قرار دارد. و برای چه؟ به دلیل تورم ناشی از این ماجراجویی امپریالیستیِ احمقانه، فدرال رزرو (بانک مرکزی آمریکا) نرخ بهره را افزایش میدهد و خرید خانه و خودروی نو را برای شمار بیشتری از آمریکاییها غیرممکن میسازد. بازده اوراق قرضه آمریکا به بالاترین سطح خود از سال ۲۰۰۸ رسیده و موجب هراسی خاموش در میان سرمایهگذاران و تحلیلگران اقتصادی شده است؛ کسانی که احساس میکنند بدترین بخش ماجرا هنوز در راه است.
وضعیت نظامی آمریکا در برابر تحولات اخیر — تحولاتی که ظاهراً هیچکس در پنتاگون پیشبینیشان نمیکرد — به شدت آسیبپذیر نشان داده شده است؛ یا دستکم، این خوشبینانهترین توصیف برای آن است. برشمردن ساده پیامدهای منطقهای این جنگ، تصویری بهشدت تیره و تار به دست میدهد.تهران بیش از هر زمان دیگری مستحکم و ریسک پذیر شده است. ایران توانایی خود را در هدف قرار دادن منافع آمریکا در سراسر منطقه و ایجاد بحران اقتصادی جهانی تنها با چند حمله موشکی دقیق و بهموقع، به اثبات رسانده است. رهبران ایران اکنون اطلاعات تازهای در اختیار دارند که نشان میدهد برای محافظت از کارخانههای موشکسازی و پهپادسازی و همچنین تأسیسات غنیسازی هستهای، تا چه عمقی باید در زمین نفوذ کنند. ایرانیها همچنان اورانیوم غنیسازیشده خود را در اختیار دارند
بیچاره دستنشاندگانِ جنبش «ماگا» (MAGA) که همچنان مجبورشان میکنند مقالاتی بنویسند و ادعا کنند که این وقایع در واقع یک پیروزی بزرگ محسوب میشود. ترامپ دیگر علاقهای به جنگ با ایران ندارد، اما این جنگ همچنان بهشدت به او علاقهمند است .
جنگ با ایران یک شکست مفتضحانه و تمامعیار در عرصه سیاستگذاری بوده است؛ شکستی که اعتبار دیپلماتیک و نظامی آمریکا را به شدت خدشهدار کرده و موقعیت اصلیترین رقیب منطقهای آمریکا را به طرز چشمگیری تقویت کرده است. در بنبست مبارزه برای کنترل تنگه هرمز، این درگیری به ایران سلاحی اقتصادی داده است که میتواند هر زمان که تهران بخواهد از واشنگتن و متحدانش امتیاز سیاسی بگیرد، از آن استفاده کند.
این درگیری ممکن است به گسترش اقتصادی طولانیمدت پس از بحران کووید-۱۹ پایان دهد، در حالی که میلیونها آمریکایی را که در حال حاضر برای امرار معاش تلاش میکنند، بدبخت میکند. از این نظر، این یک نمایش عالی است - یک فاجعه آنی و از نظر اخلاقی ورشکسته که توسط ترامپ و خائنهای نفرتانگیز او ایجاد شده است، رنجهای بیشتر در راه است و هنوز پایانی در چشمانداز نیست.










دیدگاه ها