به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، شبکه آمریکایی «سیبیاس» طی ساعات گذشته تصاویر جدیدی از خسارات حملات موشکی و پهپادی ایران به مواضع نظامی آمریکا در غرب آسیا منتشر کرد؛ تصاویری که برای نخستینبار نمایی نزدیک از لاشه هواپیمای هشدار زودهنگام و کنترل هوابرد «E-3 سنتری» در پایگاه شاهزاده سلطان عربستان ارائه میدهد.در این تصاویر، بخش عقبی هواپیمای چهارموتوره E-3 مستقیماً هدف قرار گرفته، دم آن از بدنه سوخته جدا شده و مجموعه رادار چرخان نصبشده بر فراز بدنه نیز از بین رفته است.این تصاویر را نظامیان آمریکایی با شرط محفوظ ماندن هویتشان در اختیار سیبیاس قرار دادهاند. یکی از این نظامیان با اعتراف به گستردگی خسارات گفته است واقعیت آسیبهای واردشده به پایگاههای آمریکا آنگونه که باید به افکار عمومی این کشور منتقل نشده است.تصاویر جدید تنها نتیجه نهایی حمله را نشان میدهند، اما بررسی روایت موجود از طراحی عملیات آشکار میکند که انهدام آواکس آمریکایی حاصل یک اصابت اتفاقی نبود؛ بلکه نتیجه شناسایی هدف، بررسی الگوی فعالیت پایگاه، انتخاب پنجره مناسب و طراحی مسیرهای اصلی و فریبنده برای عبور از شبکه دفاعی دشمن بود.
خانه آواکس در قلب عربستانخانه عملیاتی این پرنده، پایگاه هوایی شاهزاده سلطان در منطقه الخرج و در جنوب ریاض بود؛ پایگاهی که یکی از مهمترین مراکز استقرار و پشتیبانی نیروی هوایی آمریکا در منطقه به شمار میرود.موقعیت جغرافیایی پایگاه در عمق شبهجزیره عربستان، فاصله آن از مرزهای ایران و حضور مجموعهای از رادارها، سامانههای پدافندی و هواگردهای رزمی، این تصور را در فرماندهان آمریکایی ایجاد کرده بود که الخرج میتواند منطقهای امن برای نگهداری هواگردهای راهبردی باشد.پوشش دفاعی این پایگاه فقط به سامانههای زمینپایه محدود نبود. آتشبارهای پاتریوت، رادارهای هشدار زودهنگام و گشتهای رزمی جنگندهها، لایههای اصلی دفاع هوایی منطقه را تشکیل میدادند و بالگردهای رزمی و یگانهای زمینی نیز مسئولیت حفاظت از حریم نزدیک و پیرامون پایگاه را بر عهده داشتند.
پیش از آغاز جنگ، تصاویر ماهوارهای نشان داده بود دستکم ۴۳ هواگرد نظامی در پایگاه شاهزاده سلطان مستقر شدهاند. در میان آنها ۱۳ فروند هواپیمای سوخترسان «KC-135» و ۶ فروند آواکس «E-3 سنتری» دیده میشد.این تجمع، الخرج را به یکی از مراکز اصلی پشتیبانی از عملیات هوایی آمریکا تبدیل کرده بود؛ اما همزمان یک آسیبپذیری مهم به وجود میآورد. هواپیماهای آواکس و سوخترسان بهدلیل ابعاد بزرگ، امکان استقرار در بسیاری از آشیانههای معمول را ندارند و غالباً در نقاط مشخص و فضای باز پایگاه متوقف میشوند.به همین دلیل، اگر مهمات مهاجم میتوانستند از سد لایههای دفاعی عبور کنند، مجموعهای از ارزشمندترین داراییهای هوایی آمریکا در برابر آنها قرار میگرفت.
مسئله فقط عبور از پاتریوت نبوددر سوی دیگر میدان، گروهی از مهندسان، طراحان عملیات و کاربران پهپادی مشغول حل یک مسئله پیچیده بودند: چگونه میتوان از شبکهای عبور کرد که همزمان توسط رادارهای زمینی، سامانههای پدافندی، هواپیماهای هشدار زودهنگام و جنگندههای گشتی محافظت میشود؟یکی از ابزارهای در اختیار ایران، پهپاد «شاهد ۱۳۶» بود؛ پرندهای نسبتاً کوچک که قابلیت پرواز در ارتفاع پایین و پیمودن مسیرهای از پیش برنامهریزیشده و غیرمستقیم را دارد.
مزیت چنین پهپادی فقط در برد آن خلاصه نمیشود. امکان نزدیکشدن به منطقه هدف از محورهای غیرمنتظره، سطح مقطع راداری محدود و هزینه بهمراتب کمتر نسبت به موشکهای رهگیر، شاهد ۱۳۶ را به ابزاری مناسب برای درگیر کردن و فرسایش شبکه پدافندی تبدیل میکند.البته چالش عملیات الخرج فقط عبور از پاتریوت نبود. گشتهای هوایی دشمن میتوانستند پرندههای مهاجم را پیش از ورود به منطقه هدف کشف و منهدم کنند. افزون بر آن، آواکسها با پوشش راداری گسترده خود میتوانستند اطلاعات مربوط به مسیر پرواز اهداف را در اختیار جنگندهها و مراکز فرماندهی قرار دهند.ازاینرو، پیش از طراحی مسیر حمله، باید الگوی فعالیت همین «چشم پرنده» شناسایی میشد.
زیرنظر گرفتن چشم دشمنبراساس روایت موجود از طراحی عملیات، تیم مأموریت ساعتها الگوی پرواز آواکس مستقر در الخرج را بررسی کرد. این هواپیما از پایگاه شاهزاده سلطان برمیخاست، برای چند ساعت در مسیر نسبتاً مشخصی مأموریت انجام میداد و سپس برای سوختگیری، تعویض خدمه یا انجام امور فنی به همان پایگاه بازمیگشت.هدف از بررسی این الگو، درگیری با آواکس در آسمان نبود؛ بلکه شناسایی زمانی بود که هواپیما پس از پایان مأموریت در نقطهای مشخص از پایگاه توقف میکرد و امکان انتقال سریع آن وجود نداشت.هواپیمای E-3 بهدلیل ابعاد بزرگ بدنه، طول بالها و صفحه رادار نصبشده بر فراز آن، هدفی نیست که بتوان بهآسانی میان نقاط مختلف پایگاه جابهجا یا در هر آشیانهای پنهان کرد. بنابراین، محل توقف و چرخه پروازی آن میتوانست به یکی از مؤلفههای محاسبات هدفگیری تبدیل شود.پنجره عملیات زمانی شکل میگرفت که آواکس به پایگاه بازگشته و روی زمین قرار داشت، اما شبکه پروازی دشمن همچنان درگیر مأموریتهای جاری بود. این پنجره محدود بود و هر تأخیر میتوانست به جابهجایی هدف یا افزایش آمادگی پدافند منجر شود.
نبرد مسیرها پیش از رسیدن به هدفبرای رسیدن به الخرج، انتخاب کوتاهترین مسیر الزاماً بهترین گزینه نبود. مسیر مستقیم، پهپادها را از مناطقی عبور میداد که تراکم راداری و پدافندی بیشتری داشتند و امکان کشف زودهنگام را افزایش میدادند.ازاینرو، مسیرهای پروازی بهگونهای طراحی شدند که پرندهها از محورهای غیرمستقیم به منطقه نزدیک شوند، از عوارض زمین برای کاهش احتمال کشف بهره بگیرند و شبکه دفاعی را درباره جهت اصلی حمله دچار ابهام کنند.همزمان مسیرهای فریب نیز فعال شدند. هدف این بود که نمایشگر رادارهای دشمن با اهدافی از چند جهت روبهرو شود و سامانه فرماندهی ناچار باشد در زمانی محدود، تهدیدها را شناسایی، طبقهبندی و برای درگیری با آنها سلاح تخصیص دهد.
هر هدف فریبنده میتوانست بخشی از ظرفیت کشف، رهگیری یا مهمات پدافندی را به خود مشغول کند. در چنین شرایطی، مسئله فقط تعداد پهپادها نیست؛ بلکه زاویه ورود، زمان رسیدن، ارتفاع پرواز و همزمانی حضور اهداف در برابر شبکه دفاعی اهمیت پیدا میکند.با نزدیکشدن به ساعت عملیات، حضور گشتهای هوایی دشمن مانع تازهای ایجاد کرد. ادامه مأموریت با خطر کشف پهپادها همراه بود، اما تأخیر بیشتر نیز میتوانست پنجره زمانی را از بین ببرد.در این لحظه، اتاق کنترل تصمیم گرفت ریسک را بپذیرد. با تلاش کادر پرواز و تکنسینهای فنی، پهپادها یکی پس از دیگری از سکوهای خود برخاستند و مسیرهای اصلی و فریبنده بهطور همزمان فعال شدند.
لحظه عبور از شبکه دفاعیحساسترین مرحله عملیات، پرواز چندساعته در میان پوشش رادارهای زمینی و هوایی دشمن بود. پهپادها باید بدون انحراف از مسیر، در پنجرهای مشخص به محدوده هدف میرسیدند. تغییر شرایط جوی، خطای ناوبری یا کشف زودهنگام میتوانست کل طراحی عملیات را مختل کند.پس از اجرای حمله، نخستین گزارشها ضدونقیض بود و امکان تأیید قطعی سرنوشت هدف اصلی وجود نداشت. اما انتشار تصاویر اولیه نشان داد دستکم یک فروند هواپیمای E-3 سنتری در پایگاه منهدم شده و تعدادی از هواپیماهای سوخترسان نیز آسیب دیدهاند.اکنون تصاویر تازه سیبیاس، نتیجه عملیات را با وضوح بیشتری نشان میدهد: ضربه به بخش عقبی آواکس، دم هواپیما را از بدنه جدا کرده و قسمت مربوط به استقرار رادار را بهشدت سوزانده است.هنوز بهصورت رسمی مشخص نشده که مهمات اصابتکننده به E-3 چه نوع موشک یا پهپادی بوده است، اما یک واقعیت قابل انکار نیست؛ دستکم یکی از پرندههای مهاجم از مجموعه لایههای کشف و درگیری عبور کرده و خود را با دقت به محل توقف یکی از ارزشمندترین هواگردهای آمریکا رسانده است.
هدف یک هواپیما نبود؛ یک شبکه بودهواپیمای آواکس E-3 سنتری فقط یک هواپیمای شناسایی نیست. این پرنده با برخورداری از رادار چرخان، تجهیزات ارتباطی و سامانههای پردازش اطلاعات، یکی از گرههای اصلی فرماندهی و کنترل هوایی آمریکا محسوب میشود.آواکس میتواند اهداف هوایی را کشف و رهگیری کند، تصویر مشترکی از میدان نبرد بسازد، درباره تهدیدهای ورودی هشدار دهد و جنگندهها را برای رهگیری یا حمله هدایت کند. در عمل، این هواپیما چشم و بخشی از مغز شبکه هوایی دشمن است.انهدام هواپیمای E-3 به معنای حذف همزمان یک رادار پرنده، مرکز پردازش اطلاعات، ایستگاه ارتباطی و قرارگاه فرماندهی هوابرد است. جایگزینی چنین هواگردی نیز برخلاف یک پهپاد یا جنگنده معمولی، در کوتاهمدت امکانپذیر نیست.
آسیبدیدن هواپیماهای سوخترسان در همان پایگاه، بعد دیگری از عملیات را آشکار میکند. آواکس قدرت دید شبکه هوایی را تأمین میکند و سوخترسانها به جنگندهها امکان میدهند در فاصله بیشتر و برای مدت طولانیتری عملیات کنند.در نتیجه، هدف قرار گرفتن این دو دسته هواگرد، ضربه به زیرساختی بود که قدرت رزمی جنگندههای آمریکایی بر آن استوار است. ایران بهجای ورود به نبردی پرهزینه با تکتک جنگندهها، گرههایی را هدف قرار داد که کارایی کل شبکه هوایی دشمن به آنها وابسته بود.
پایان تصور «عمق امن»پیام راهبردی عملیات الخرج از انهدام یک فروند آواکس فراتر میرود. آمریکا بخشی از داراییهای ارزشمند خود را از پایگاههای نزدیک ایران به عمق عربستان منتقل کرده بود تا فاصله بیشتر، زمان هشدار طولانیتر و لایههای دفاعی گستردهتر، امنیت آنها را تضمین کند.اما رسیدن پرندههای ایرانی به پایگاه شاهزاده سلطان نشان داد در برابر ترکیب برد، دقت، شناسایی اطلاعاتی، مسیرهای پیچیده و فریب عملیاتی، فاصله جغرافیایی الزاماً به معنای مصونیت نیست.
عملیات الخرج توان ایران برای شناسایی نقاط حساس شبکه دشمن، رصد الگوی فعالیت یک هدف راهبردی، طراحی مأموریت دوربرد و رساندن مهمات به نقطهای در قلب عربستان را به نمایش گذاشت.آنچه در الخرج از میان رفت، فقط یک هواپیمای گرانقیمت نبود؛ تصور آمریکا از وجود «عمق امن» در منطقه نیز هدف قرار گرفت. چشمی که قرار بود حرکت پرندههای ایرانی را از صدها کیلومتر دورتر کشف کند و جنگندههای دشمن را برای مقابله با آنها هدایت کند، سرانجام روی زمین و در یکی از محافظتشدهترین پایگاههای منطقه خاموش شد.










دیدگاه ها