به گزارش گروه علم و پیشرفت خبرگزاری فارس به نقل از سی‌جی‌تی‌ان، رانش زمین در شهرستان گیرونگ در جنوب‌غرب چین، تنها یک لغزش معمولی دامنه‌ای نبود؛ بلکه ترکیبی از ریزش یخ و سنگ، اختلاف ارتفاع چند هزار متری، حجم عظیم رسوبات و شبکه متراکم رودخانه‌ای، توده‌ای از مواد را به جریانی بسیار سریع و مخرب تبدیل کرد.رانش قدرتمند روز چهارشنبه در شهرستان گیرونگ، نمونه‌ای از رخدادهای پیچیده زمین‌شناختی در ارتفاعات هیمالیاست؛ جایی که مرز میان فرآیندهای یخچالی، زمین‌لغزش، ریزش سنگ و جریان‌های گل‌ولای می‌تواند در مدت کوتاهی از بین برود. کارشناسان می‌گویند شدت این حادثه را نمی‌توان تنها با بارندگی توضیح داد و باید مجموعه‌ای از عوامل توپوگرافی، زمین‌شناسی و هیدرولوژیکی را هم‌زمان در نظر گرفت.گیرونگ در دامنه جنوبی هیمالیا و در مجاورت نپال قرار دارد. منطقه حادثه در نزدیکی محل تلاقی چند مسیر آبی واقع شده و در بالادست آن نیز یخچال‌ها و دریاچه‌های یخچالی وجود دارند. چنین محیطی از نظر زمین‌ریخت‌شناسی بسیار فعال است؛ زیرا تغییرات دما، ذوب یخ، فرسایش رودخانه‌ای و ناپایداری دامنه‌ها به‌طور هم‌زمان می‌توانند مقدار زیادی رسوب و سنگ را در اختیار سامانه‌های جریان قرار دهند.

اختلاف ارتفاع؛ عاملی که به توده ریزشی شتاب می‌دهدیکی از مهم‌ترین عوامل در شدت این حادثه، اختلاف ارتفاع بسیار زیاد میان منطقه منشأ و بخش‌های پایین‌دست است. ارتفاع کوه پشت منطقه آسیب‌دیده به حدود ۶۷۸۱ متر می‌رسد، در حالی که منشأ احتمالی بهمن یخ و سنگ در ارتفاع تقریبی ۵۰۰۰ متر قرار دارد و ارتفاع بندر گیرونگ حدود ۱۸۳۰ متر از سطح دریاست.این اختلاف ارتفاع چند هزار متری به معنای وجود یک شیب انرژی بسیار بزرگ است. وقتی حجم قابل‌توجهی از سنگ، یخ و رسوبات از ارتفاع بالا جدا می‌شود، نیروی گرانش آن را به سمت پایین می‌کشد. در مسیر نزولی، انرژی پتانسیل گرانشی به انرژی جنبشی تبدیل می‌شود و توده ریزشی می‌تواند سرعت زیادی پیدا کند.شیب زیاد همچنین باعث می‌شود مواد کمتر فرصت توقف داشته باشند. برخورد سنگ‌ها با یکدیگر، خردشدگی مواد و اختلاط تدریجی آنها با آب می‌تواند ویژگی‌های جریان را تغییر دهد. در چنین شرایطی، یک بهمن اولیه یخ و سنگ ممکن است در پایین‌دست به جریانی متراکم از سنگ، گل، آب و رسوب تبدیل شود.

وقتی بهمن یخ و سنگ به جریان گل‌ولای تبدیل می‌شوداز نظر علمی، یکی از نکات مهم حادثه گیرونگ تفاوت میان زمین‌لغزش کلاسیک و بهمن یخ و سنگ است.در یک زمین‌لغزش معمولی، آب حاصل از بارندگی یا نفوذ تدریجی رطوبت می‌تواند مقاومت خاک را کاهش دهد و دامنه را ناپایدار کند. اما بهمن یخ و سنگ می‌تواند بدون چنین فرآیند تدریجی و در زمانی بسیار کوتاه رخ دهد.پس از جداشدن توده یخ و سنگ، مواد در امتداد دره حرکت می‌کنند و با بستر و دیواره‌های دره درگیر می‌شوند. اگر آب کافی در مسیر وجود داشته باشد، حجم قابل‌توجهی از مواد جامد با آب مخلوط می‌شود. نتیجه می‌تواند شکل‌گیری یک جریان گل‌ولای بسیار متراکم باشد.(جریان واریزه‌ای)این جریان با سیلاب معمولی تفاوت دارد. سیلاب عمدتاً از آب تشکیل شده، اما این جریان می‌تواند درصد بسیار بالایی از ذرات سنگ، شن، گل و قطعات بزرگ‌تر را حمل کند. همین ویژگی باعث افزایش چگالی و قدرت تخریب آن می‌شود.

حجم مواد؛ ده‌ها میلیون مترمکعب سنگ و رسوبعامل تعیین‌کننده دیگر، مقدار ماده‌ای است که وارد سامانه شده است. برآورد دقیق حجم هنوز مشخص نیست، اما شو چیانگ، رئیس دانشگاه فناوری چنگدو و دانشمند ارشد آزمایشگاه ملی پیشگیری از مخاطرات زمین‌شناختی، گفته است که حجم مواد درگیر می‌تواند به ده‌ها میلیون مترمکعب برسد.برای درک اهمیت این رقم، باید توجه داشت که حتی اگر تنها بخشی از چنین حجمی وارد جریان اصلی شود، می‌تواند ظرفیت حمل رودخانه را به‌شدت افزایش دهد. مواد جامد همچنین می‌توانند مسیر آب را مسدود یا منحرف کنند و در نتیجه، شرایط هیدرودینامیکی منطقه را در مدت کوتاهی تغییر دهند.برآورد اولیه کارشناسان با فرض عرض متوسط حدود ۲۰۰ متر، محدوده آسیب‌دیده را حدود ۱۵ تا ۲۰ کیلومتر مربع تخمین زده است.

چرا محل حادثه برای جریان واریزه‌ای بسیار حساس است؟عامل مهم دیگر، شکل زمین و شبکه رودخانه‌ای منطقه است. حادثه در نزدیکی محل اتصال یک دره اصلی و یک شاخه فرعی رخ داده؛ منطقه‌ای که اختلاف ارتفاع آن بیش از ۳۰۰۰ متر است.وجود سه رودخانه در محدوده نیز اهمیت ویژه‌ای دارد. رودخانه‌ها در چنین محیطی تنها مسیر انتقال آب نیستند؛ بلکه می‌توانند نقش یک «مسیر انتقال رسوب» را ایفا کنند. هنگامی که حجم زیادی از سنگ و یخ وارد یک رودخانه یا دره می‌شود، آب می‌تواند بخشی از این مواد را با خود به سمت پایین‌دست منتقل کند.به همین دلیل، یک رخداد در ارتفاعات بالاتر الزاماً به همان محدوده محدود نمی‌ماند. شبکه دره‌ها می‌تواند مواد را در فاصله زیادی جابه‌جا کند و مناطق پایین‌دست را نیز در معرض خطر قرار دهد.بارش بعدی می‌تواند معادله را تغییر دهدپس از وقوع چنین حادثه‌ای، پایان حرکت اولیه مواد الزاماً به معنای پایان خطر نیست. یکی از نگرانی‌های اصلی کارشناسان، پایداری دامنه‌ای است که در منطقه منشأ آسیب دیده است.اگر بخشی از کوه همچنان ناپایدار باشد، احتمال ریزش‌های بعدی وجود دارد. علاوه بر آن، یخچال‌ها و دریاچه‌های یخچالی در بالادست، وضعیت هیدرولوژیکی پیچیده‌ای ایجاد می‌کنند.بارش نیز یک متغیر مهم است. در منطقه‌ای با کوه‌های بسیار مرتفع، دره‌های باریک و جریان‌های متمرکز آب، بارندگی می‌تواند آب ورودی به سامانه را افزایش دهد و شرایط پایداری رسوبات را تغییر دهد. افزایش آب همچنین ممکن است مواد سست باقی‌مانده از حادثه را دوباره فعال کرده و موجب شکل‌گیری جریان‌های واریزه‌ای ثانویه شود.

خطر اصلی برای عملیات امداد؛ خودِ کوهستان استعملیات امداد در گیرونگ تنها با مسئله دسترسی به مناطق آسیب‌دیده مواجه نیست. محیط طبیعی پس از حادثه نیز می‌تواند برای نیروهای امدادی خطرناک باشد.جاده‌های ورودی و خروجی منطقه در معرض ریزش سنگ، رانش‌های جدید و فروریختن دامنه‌ها قرار دارند. از سوی دیگر، ارتفاع زیاد و شرایط سخت جوی، فعالیت نیروهای امدادی را دشوارتر می‌کند.هو جیائوجیائو، پژوهشگر یخچال‌شناسی، نیز تأکید کرده است که کارشناسان همچنان وضعیت جوی، احتمال فرسایش بیشتر و ناپایداری زمین را بررسی می‌کنند. به گفته او، وجود چندین زیرحوضه با اختلاف ارتفاع زیاد، احتمال رخدادهای جدید را به‌طور کامل منتفی نمی‌کند.گیرونگ؛ نمونه‌ای از پیچیده‌تر شدن مخاطرات هیمالیاحادثه گیرونگ را می‌توان نمونه‌ای از یک زنجیره مخاطرات طبیعی دانست؛ زنجیره‌ای که ممکن است از ناپایداری یک توده یخ و سنگ آغاز شود، با سقوط مواد در یک دره ادامه پیدا کند، سپس با آب رودخانه‌ها ترکیب شود و در نهایت به جریان واریزه‌ای بسیار پرانرژی تبدیل شود.در چنین سامانه‌ای، یک عامل منفرد معمولاً توضیح کاملی برای شدت حادثه ارائه نمی‌دهد. ارتفاع زیاد، شیب تند، حجم عظیم مواد، وجود یخچال‌ها و دریاچه‌های یخچالی، شبکه رودخانه‌ای، دره‌های باریک و احتمال بارندگی مجدد در کنار یکدیگر شرایطی ایجاد می‌کنند که می‌تواند یک رخداد ناگهانی را به بحران گسترده تبدیل کند.

از همین رو، مهم‌ترین مسئله در روزهای پس از حادثه، پایش مداوم دامنه‌های ناپایدار، مسیر رودخانه‌ها، وضعیت بالادست و شرایط جوی است؛ زیرا در محیط‌های کوهستانی بسیار مرتفع، یک رانش بزرگ ممکن است آخرین مرحله یک فرآیند نباشد، بلکه آغاز مجموعه‌ای از تغییرات جدید در زمین و شبکه آب منطقه باشد.

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

لطفا دیدگاه خود را از طریق فرم زیر اسال نمایید

نظرسنجی

مارا دنبال کنید