به گزارش بازار مشترک از ایراسین، صنعت فولاد جهانی در حال گذراندن عمیق‌ترین تحول ساختاری خود از زمان صنعتی شدن است، نه از طریق انقلاب فناوری یا ادغام بازار، بلکه از طریق ظهور دو سیستم تولید اساساً ناسازگار که بر اساس قیمت‌گذاری کربن از هم جدا شده‌اند. یک سیستم، شامل اتحادیه اروپا، بریتانیا و بخش‌هایی از آسیای توسعه‌یافته، تحت محدودیت‌های کربنی فزاینده‌ای با هزینه‌های نزدیک به ۱۰۰ یورو در هر تن دی‌اکسیدکربن فعالیت می‌کند.

سیستم دیگر، شامل هند، خاورمیانه و بسیاری از کشورهای درحال‌توسعه، عملاً با هزینه‌های کربن صفر مواجه است. چین یک موقعیت میانی منحصربه‌فرد را اشغال می‌کند: هم‌زمان به گسترش عظیم ظرفیت متعارف ادامه می‌دهد و درعین‌حال سرمایه‌گذاری جهانی در پروژه‌های آزمایشی فولاد سبز را رهبری می‌کند. این رویکرد دوگانه تا حد زیادی تعیین خواهد کرد که آیا همگرایی جهانی به سمت محدودیت‌های جهانی کربن تا سال ۲۰۳۵ اتفاق می‌افتد یا پس از سال ۲۰۴۰ به تأخیر می‌افتد.

این شکاف تا سال ۲۰۳۰ تفاوت هزینه‌ای بیش از ۱۵۰ تا ۲۰۰ یورو در هر تن فولاد ایجاد می‌کند و اساساً استراتژی‌های سرمایه‌گذاری، جریان‌های تجاری و پویایی‌های رقابتی را تغییر شکل می‌دهد. طرح CBAM اتحادیه اروپا که از سال ۲۰۲۶ به‌طور کامل اجرا می‌شود، این واگرایی اقتصادی را به موانع تجاری سختی تبدیل می‌کند که بازارهای جهانی فولاد را عمیق‌تر از هر رژیم تعرفه‌ای در تاریخ، تغییر شکل خواهد داد.

پایه اقتصادی بخش صنعت فولاد بر شکاف فزاینده‌ای در هزینه‌های کربن استوار است که از سال ۲۰۲۱ با سرعتی شگفت‌انگیز پدیدار شده است. تحت قوانین تجارت گازهای گلخانه‌ای اتحادیه اروپا ، قیمت‌های مجاز کربن از تقریباً ۳۰ یورو در هر تن در اوایل سال ۲۰۲۱ به سطوح پایدار بالای ۸۰ یورو در هر تن تا سال ۲۰۲۴ افزایش یافته است، و پیش‌بینی‌ها حاکی از آن است که تا سال ۲۰۲۷ با حذف کامل تخصیص رایگان، قیمت‌ها به ۱۰۰ تا ۱۲۰ یورو در هر تن خواهد رسید.

برای فولادسازان یکپارچه که از فناوری کوره بلند - کنورتر استفاده می‌کنند، هزینه‌های کربن مستقیماً به اقتصاد تولید مربوط می‌شود. یک عملیات معمولی کوره بلند- کنورتر تقریباً ۲.۰ تا ۲.۳ تن دی‌اکسیدکربن به ازای هر تن فولاد خام تولیدشده منتشر می‌کند. با ۱۰۰ یورو به ازای هر تن دی‌اکسیدکربن، این امر بار هزینه کربنی معادل ۲۰۰ تا ۲۳۰ یورو به ازای هر تن فولاد ایجاد می‌کند که معادل ۲۵ تا ۳۰ درصد از کل هزینه‌های تولید در شرایط فعلی بازار است.

تولیدکنندگان به روش کوره قوس الکتریکی بر پایه قراضه، بسته به منابع برق و میزان انتشار گازهای گلخانه‌ای ناشی از فراوری قراضه، با هزینه‌های کربن پایین‌تر، اما همچنان قابل‌توجهی معادل ۵۰ تا ۱۰۰ یورو در هر تن فولاد مواجه هستند. در همین حال، تولیدکنندگان فولاد در مناطق واقعاً بدون محدودیت، عملاً با هزینه‌های کربن صفر مواجه‌اند. هند، دومین تولیدکننده بزرگ فولاد جهان با تقریباً ۱۴۰ میلیون تن ظرفیت سالانه، هیچ مکانیسم قیمت‌گذاری کربنی ندارد. خاورمیانه، که با توجه به منابع انرژی فراوان، اهمیت فزاینده‌ای برای تولید فولاد دارد، به‌طور مشابه بدون محدودیت کربن فعالیت می‌کند.

این واگرایی، اختلالات رقابتی ایجاد کرده که با گذشت زمان تشدید می‌شوند. یک فولادساز یکپارچه آلمانی که با بار کربن بیش از ۲۰۰ یورو در هر تن مواجه است، با تولیدکنندگان هندی با هزینه‌های کربن صفر اما با اقتصاد تولید مشابه رقابت می‌کند. این اختلاف هزینه که احتمالاً تا سال ۲۰۳۰ به ۱۵۰ تا ۲۰۰ یورو در هر تن می‌رسد از حاشیه سودی که تولیدکنندگان فولاد معمولاً به آن دست می‌یابند فراتر می‌رود و رقابت عادلانه را بدون مداخله تجاری غیرممکن می‌سازد.

اوضاع وقتی بدتر می‌شود که در نظر بگیریم تولیدکنندگانی که محدودیت کربن دارند باید هم‌زمان میلیاردها دلار در فناوری‌های کربن‌زدایی (کاهش مستقیم مبتنی بر هیدروژن، جذب کربن، برق‌رسانی) سرمایه‌گذاری کنند، درحالی‌که رقبای بدون محدودیت آن‌ها می‌توانند به بهینه‌سازی عملیات کوره بلند متعارف ادامه دهند. این امر بار مضاعفی ایجاد می‌کند: هزینه‌های عملیاتی بالاتر امروز به‌علاوه الزامات عظیم هزینه‌های سرمایه‌ای برای فناوری‌های کم‌کربن فردا.

چین از دسته‌بندی ساده در تقسیم‌بندی کربن سرپیچی می‌کند. با توجه به اینکه چین سالانه بیش از ۱ میلیارد تن فولاد تولید می‌کند، بیش از ۵۰ درصد از تولید جهانی فولاد و تقریباً برابر با مجموع سایر نقاط جهان، موضع این کشور تا حد زیادی تعیین‌کننده موفقیت یا شکست کربن‌زدایی جهانی فولاد خواهد بود. سیستم ملی ETS چین که در سال ۲۰۲۱ راه‌اندازی شد، فقط بخش برق را پوشش می‌دهد و تقریباً با قیمت ۱۰ تا ۱۱ یورو در هر تن معامله می‌شود - که تقریباً ۱۰درصد از قیمت‌های کربن اتحادیه اروپا است. تولید فولاد با هیچ هزینه اجباری کربنی مواجه نیست و همان محیط عملیاتی بدون کربن مانند هند یا خاورمیانه را ایجاد می‌کند. بیش از ۵۰ میلیون تن ظرفیت جدید کوره بلند معمولی برای سال‌های ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۶ اعلام شد که نشان‌دهنده اعتماد مداوم به اقتصاد سنتی فولادسازی است.

بااین‌حال، هم‌زمان، چین در سرمایه‌گذاری آزمایشی فولاد سبز در جهان پیشرو است. پروژه ۲ میلیون تنی احیای مستقیم مبتنی بر هیدروژن شرکت Baowu در مغولستان، یکی از بزرگ‌ترین تأسیسات فولاد سبز جهان را نشان می‌دهد. تأسیسات ۱.۲ میلیون تنی فولاد هیدروژنی گروه HBIS در استان هبی و بیش از ۲۰ پروژه آزمایشی جذب، استفاده و ذخیره‌سازی کربن (CCUS) در صنایع بزرگ فولاد، نشان‌دهنده جاه‌طلبی تکنولوژیکی است.

سرمایه‌گذاری تجمعی تخمینی در طرح‌های آزمایشی فولاد سبز چین برای سال‌های ۲۰۲۳ تا ۲۰۳۰، بالغ بر ۱۵ تا ۲۰ میلیارد دلار است که از برنامه‌های مشابه اروپایی فراتر می‌رود. این طرح‌های آزمایشی کمتر از ۲ درصد از تولید سالانه چین را تشکیل می‌دهند، اما اهمیت استراتژیک آن‌ها بسیار فراتر از ظرفیت فعلی است. چین در حال توسعه توانایی‌های تکنولوژیکی و تجربه عملیاتی خود برای چرخش به سمت فولادسازی کم‌کربن در مقیاس وسیع، هر زمان که الزامات سیاستی ایجاب کند، است.

سازوکار تعدیل مرز کربن اتحادیه اروپا (CBAM)، واکنش نهادی به واگرایی هزینه‌های کربن را نشان می‌دهد، اما پیامدهای آن بسیار فراتر از سیاست تجاری سنتی است. سازوکار تعدیل مرز کربن اساساً با تعرفه‌های مرسوم متفاوت است، به این صورت که موانع سختی بین بازارهای فولاد با قیمت کربن و بدون قیمت کربن ایجاد می‌کند. CBAM واردکنندگان فولاد و سایر محصولات کربن‌محور را ملزم به خرید گواهی‌های مربوط به میزان انتشار کربن در واردات خود می‌کند که عملاً هزینه‌های کربن بین تولید داخلی اتحادیه اروپا و واردات را برابر می‌کند. این سیستم در اکتبر ۲۰۲۳ با الزامات گزارش‌دهی وارد مرحله انتقالی شد و از ۲۰۲۶ به اجرای کامل با تعهدات مالی رسید.

تا سال ۲۰۳۴، زمانی که تخصیص رایگان ETS اتحادیه اروپا به تولیدکنندگان فولاد به‌طور کامل متوقف شود، CBAM مابه‌التفاوت کامل هزینه کربن را بر واردات اعمال خواهد کرد. به نظر می‌رسد استراتژی دوگانه فولاد چین به‌طور خاص برای عبور از موانع CBAM و درعین‌حال حفظ مزایای تولید متعارف طراحی شده است. با توسعه ۴ تا ۵ میلیون تن ظرفیت فولاد سبز تا سال ۲۰۳۰، تولیدکنندگان چینی می‌توانند فولاد سازگار با CBAM را به بازارهای اتحادیه اروپا عرضه کنند و درعین‌حال تولید متعارف را به مناطق بدون محدودیت هدایت کنند. این امر مزایای رقابتی نسبت به تولیدکنندگان کاملاً نامحدود مانند هند یا کشورهای خاورمیانه ایجاد می‌کند که با انتخاب‌های دوگانه روبه‌رو هستند: سرمایه‌گذاری گسترده در کربن‌زدایی برای دسترسی به بازار اتحادیه اروپا یا پذیرش محرومیت دائمی از بازارهای اروپا.

رویکرد چین دسترسی به هر دو سیستم بازار را حفظ می‌کند و در برابر عدم قطعیت در مورد اینکه در نهایت کدام‌یک بر تجارت جهانی تسلط دارد، از خود محافظت می‌کند. اگر قرار است به اهداف اقلیمی جهانی دست یابیم، شکاف کربنی فعلی نمی‌تواند به‌طور نامحدود ادامه یابد. چندین مسیر می‌تواند همگرایی به سمت محدودیت‌های جهانی کربن در صنعت فولاد را هدایت کند. سؤال استراتژیک برای مدیران فولاد، موضوع زمان‌بندی است نه جهت‌گیری.

شرکت‌هایی که برنده خواهند شد، آن‌هایی هستند که اکنون در فناوری‌ها و قابلیت‌های رقابتی در بازار نهایی همگرا و جهانیِ محدود به کربن سرمایه‌گذاری می‌کنند - نه آن‌هایی که برای واقعیتِ تقسیم‌شده امروزی بهینه‌سازی می‌کنند. همگرایی اجتناب‌ناپذیر است؛ تنها سؤالات این است که چه زمانی، چگونه و کدام شرکت‌ها در موقعیتی قرار خواهند گرفت که وقتی این تقسیم‌بندی بالاخره از بین برود، رشد کنند.

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

لطفا دیدگاه خود را از طریق فرم زیر اسال نمایید

نظرسنجی

مارا دنبال کنید