پایگاه خبری بازار مشترک- الهام صادقی: بسیاری از ما چین را بزرگترین صادر کننده کالا به دیگر کشورهای جهان می دانیم، کشوری که به دلایلی از جمله داشتن جمعیت زیاد و به تبع آن نیروی کار فراوان، بزرگترین بازار نیروی کار جهان را در اختیار دارد.

آنچه که موجب شده تا بسیاری از کشورهای آمریکایی و اروپایی از جمله آمریکا و انگلیس مقصد کالاهای صادراتی چین باشند. این امر شاید موجب شد تا جنگ تجاری و تعرفه‌ ای بین چین و امریکا در دوران ریاست جمهوری دونالد ترامپ شکل بگیرد. 

مهمترین مقاصد کالاهای چینی
در این میان جالب است بدانید که طبق آمارها در سال 2018 نخستین مقصد کالاهای صادراتی چین، آمریکا بوده است که در آن بازه زمانی خریدار حدود 19.23 درصد از کالاهای صادراتی چشم بادامی ها بود.

مهم‌ترین شرکاء صادراتی چین البته در آن زمان علاوه بر آمریکا، کشورهای هنگ کنگ، ژاپن، ویتنام، هند، هلند و تایلند نیز مقصد خوبی برای تجار چینی بودند. کشورهایی که بیشتر آنها جدا از بحث بهای کالاهای چینی و تنوع شان به علت همسایگی با این کشور نقش برجسته‌ ای در خرید محصولاتش داشتند. علاوه براین باید گفت که طبق گزارش اخیر اداره ملی آمار انگلیس، این کشور در سه ماهه دوم سال گذشته میلادی به عبارتی بازه زمانی تیر ماه تا دی ماه سال 1399، برای نخستین بار در تاریخ به بزرگترین وارد کننده کالاهای تولید شده در چین تبدیل شده است.

دیگر اینکه در بازه زمانی اشاره شده انگلیسی ها ۱۱ میلیارد پوند رقمی معادل برابر  ۱۴.۸ میلیارد دلار کالا از چین وارد کرده اند و به این ترتیب سهم واردات از کشور مذکور برای آنها در کل واردات از ۸.۶ درصد در سه ماهه نخست سال 2020، به ۱۳.۴ درصد در سه ماهه دوم سال رسیده است. اقلامی که بیشتر آنها در برگیرنده ماشین ‌آلات الکتریکی بوده و ۳۵.۲ درصد از کل واردات از این کشور را شامل شده اند.

تایوان صدرنشین صادرات به چین
اما در مقابل چین در کسوت وارد کننده کالا چه جایگاهی جهانی را در اختیار دارد؟ سئوالی که در پاسخ به آن باید به این موضوع نیز پرداخت که آمارهای گمرک کشور موردنظر حکایت از این دارد که حجم واردات در سال ۲۰۲۰ رقمی بالغ بر دو هزار و ۵۵ میلیارد و ۶۰۰ میلیون دلار بوده که در مقایسه با مدت زمان مشابه سال قبل از خود حکایت از  کاهش ۱/۱ درصدی دارد.

کالاهایی که بیشتر آنها از مبدا تایوان وارد چین شده و بیش از ۲۰۰ میلیارد دلار ارش داشته اند. البته در رتبه های بعدی ژاپن و کره جنوبی قرار دارند که به ترتیب رقمی معادل ۱۷۵ میلیارد و۱۷۳ میلیارد دلار جایگاه دوم و سوم صادر کننده کالا به این کشور را در اختیار دارند. در این میان البته آمریکا و استرالیا نیز هر یک با ۱۳۵ میلیارد و ۱۱۵ میلیارد دلار رتبه چهارم و پنجم را در اختیار دارد. در ادامه این فهرست نیز نام آلمان، برزیل، ویتنام، مالزی و روسیه دیده می شود.

انگلیس بزرگترین شریک تجاری در پسابرگزیت
در میان کشورهایی که از آنها نام برده شد به نظر می رسد قرار است انگلیس به بزرگترین شریک تجاری چین در اروپا تبدیل شود. موضوعی که پیش تر مقامات انگلیسی در رابطه با مبادلات تجاری در دوره پسابرگزیت از آن سخن گفته اند.

تا به آنجا که در آخرین سفر رئیس جمهوری چین به این کشور نیز بسته سرمایه گذاری به ارزش ۶۲ میلیارد دلار میان دو طرف تکمیل شده است. این در حالی بوده که پیش از این نیز دو کشور معتقد بودند که وارد عصر طلایی روابط خود شده اند، آنچه که براساس آن انگلیس ذخیره یوانی خود را به میزان قابل توجهی افزایش داد و آن را به ۳۵ میلیارد دلار رساند تا بتواند به نحو موثری از فعالیت شرکت های خود در برنامه راه ابریشم چین حمایت کند.

رتبه 47 برای ایران
اما اینکه کشورما در این مبادلات در چه جایگاهی قرار دارد نیز سئوال دیگری است که در پاسخ به آن باید به این موضوع اشاره کرد که آمار منتشر شده از سوی این کشور نشان می دهد ایران در رتبه ۴۷ در بین کشورهای صادرکننده به چین قرار دارد.

ضمن اینکه اطلاعات موجود نشان می دهد؛ حجم صادرات ایران به این کشور در سال گذشته میلادی کاهش ۵۲ درصدی را تجربه کرده است، روندی نزولی که اگر چه می توان یکی از دلایل اثرگذارش را شیوه بیماری کووید19 دانست، ولی به این مقوله باید موضوع دیگری را نیز اضافه کرد، اینکه کاهش صادرات نفت ایران به این کشور نیز سهم قابل توجهی در این روند داشته است، زیرا که صادرات نفت یکی از دلایل حجم بالای صادرات نه تنها ایران بلکه کشورهای عربی به چین است.

جداسازی 2 اقتصاد بزرگ جهان و کاهش سود آمریکایی ها
در این میان اما جایگاه چین در مبادلات تجاری جهان آنجا بیشتر آشکار می شود که چند روز قبل اتاق بازرگانی آمریکا عنوان کرده است که اگر سرمایه گذاری در کشور مذکور به نصف برسد یا اینکه تعرفه های دو کشور همچنان روند صعودی داشته باشد، شرکت های آمریکایی و به طور کلی اقتصاد این کشور می توانند صدها میلیارد دلار از دست بدهند.

به عبارتی طبق این گزارش در صورتی که سرمایه گذاران آمریکایی سرمایه گذاری مستقیم خارجی (FDI) در چین را به نصف کاهش دهند، سود سالانه سرمایه آنها هم می تواند تا 25 میلیارد دلار کاهش یابد. به این ترتیب باید گفت جداسازی دو اقتصاد بزرگ جهان هزینه بسیار بالایی برای آمریکا خواهد داشت، آنچه در قالب آمارو ارقام نیز قابل ارزیابی است، اینکه تولید ناخالص داخلی آمریکا شاهد ضرر بی سابقه 500 میلیارد دلاری خواهد بود، علاوه بر آن کاهش سرمایه گذاری در چین به طور مستقیم برای رقبای آمریکا سود چشمگیری خواهد داشت.

به این ترتیب و براساس داده های موجود چنین بیان شده که اگر روابط دو کشور بیش از این به چالش کشیده شود و تعرفه های 25 درصدی برای تمامی کالاهای تجاری دو طرف لحاظ شود، برآورد می شود این امر 190 میلیارد دلار تا سال 2025 خسارت برای اقتصاد آمریکا به همراه خوده داشت.

پیش بینی که موجب شد تا جو بایدن، رئیس جمهور آمریکا بازگشایی اقتصاد جهانی و مذاکره برای مقابله با چالش های ایجاد شده از سوی چین را مدنظر قرار دهد. ذبراین اساس به نظر می رسد چنین توانسته در تجارت جهانی جایگاهی قابل توجه را به خود اختصاص دهد، تا به آنجا که گفته می شود اگر چه این کشور بعد از آمریکا در جایگاه دوم جهان قرار دارد، اما تلاش دارد در افق برنامه ریزی های خود رتبه نخست را به دست آورد.

دورنمایی که شاید باعث شده تا این کشور به عنوان یکی از این بازیگران نوظهور تجارت جهانی، طرح احیای جاده ابریشم را برای تبدیل شدن به قدرت بزرگ طرح کند. طرحی که یکی از ابتکارهای اساسی سیاست خارجی چین بوده که هدف از آن گسترش حوزه نفوذ و تأثیرگذاری اش بر دیگر مناطق است. ایده ای که در حال اجرایی شدن بوده و 65 درصد از جمعیت جهان و 21 تریلیون از تولید ناخالص جهانی را در بر می گیرد.

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

لطفا دیدگاه خود را از طریق فرم زیر اسال نمایید

نظرسنجی

مارا دنبال کنید

آگهی