به گفته معاون وزیر نیرو، اگرچه شبکه برق ایران همچنان ظرفیت پذیرش نیروگاه‌های خورشیدی و بادی جدید را دارد، اما رسیدن به هدف‌گذاری ۳۰ هزار مگاواتی بدون پیش‌نیازهایی همچون تقویت خطوط انتقال، سرمایه‌گذاری در ذخیره‌سازهای انرژی و افزایش انعطاف‌پذیری بهره‌برداری ممکن نخواهد بود.

چالش «غیرفرمان‌پذیری»

ذات انرژی‌های تجدیدپذیر با نیروگاه‌های حرارتی متفاوت است؛ تابش خورشید و وزش باد، برخلاف سوخت‌های فسیلی، همیشگی و قابل‌کنترل (فرمان‌پذیر) نیستند. این نوسانات که در ادبیات تخصصی با عنوان «نفوذ تجدیدپذیرها» شناخته می‌شود، مدیریت شبکه را پیچیده‌تر کرده است. رجبی‌مشهدی تأکید می‌کند که اکنون باید بپذیریم این منابع وارد معادلات اصلی شبکه شده‌اند و شیوه مدیریت ما باید با این واقعیت انطباق یابد.

درس‌هایی از مرکز کنترل چین

معاون برق و انرژی وزیر نیرو با اشاره به تجربه‌ای از بازدید مراکز کنترل شبکه در چین، تفاوت مدیریتِ متکی بر نیروگاه‌های حرارتی و مدیریتِ «ترکیبی» را برجسته می‌کند. در شبکه‌ای با مصرف بسیار بالا، بخشی مجزا برای کنترل لحظه‌ای تجدیدپذیرها فعال است؛ جایی که تعادل شبکه با کاهش یا افزایش هماهنگِ تولید نیروگاه‌های حرارتی یا محدود کردن موقتِ خروجی تجدیدپذیرها حفظ می‌شود. پیام روشن این تجربه این است: شبکه باید «منعطف» شود تا بتواند این تلاطم‌های تولید را هضم کند.

واقعیتِ ظرفیت اسمی در برابر توان عملیاتی

یکی از نکات کلیدی در تحلیل پایداری شبکه، تفکیک «ظرفیت اسمی» از «توان تحویلی» است. در نیروگاه‌های خورشیدی، توان پنل‌ها (در سمت DC) با آنچه نهایتاً به شبکه تزریق می‌شود (در سمت AC) متفاوت است؛ به‌طوری‌که معمولاً توان عملیاتی کمتر از ظرفیت اسمی است.

رجبی‌مشهدی ضریب تبدیل ظرفیت اسمی به توان عملی را در ایران حدود ۰.۶۶ برآورد می‌کند. بر این اساس:

  • اگر ظرفیت تجدیدپذیرها تا اوایل تابستان ۱۴۰۶ به ۱۲ هزار مگاوات برسد، توان قابل اتکا و بهره‌برداری واقعی در مرکز کنترل شبکه حدود ۸۰۰۰ مگاوات خواهد بود.

این آمار نشان می‌دهد که ایران هنوز در مراحل اولیه نفوذ تجدیدپذیرها قرار دارد. با این حال، توسعه این حوزه دیگر صرفاً به معنای نصب پنل یا توربین نیست؛ بلکه نیازمند «هوشمندسازی شبکه»، «توسعه ذخیره‌سازها» و هماهنگی دقیق‌تر میان منابع مختلف تولید است تا این مهمان جدید، به جای اختلال در شبکه، به پایداری آن کمک کند.

عبور از «مجوزهای کاغذی» به سمت عملیات اجرایی

معاون برق و انرژی وزیر نیرو معتقد است صنعت تجدیدپذیر ایران در حال عبور از مرحله اول و ورود به مرحله دوم است. اگرچه شبکه هنوز برای پذیرش ظرفیت‌های جدید جا دارد (به‌جز ۳ تا ۴ نقطه محدود که با چالش اتصال مواجه‌اند)، اما یک مانع بزرگ بر سر راه است: تفاوت معنادار میان «مجوزهای صادرشده» و «پروژه‌های اجرایی».

رجبی‌مشهدی تأکید می‌کند که آمار ۱۳۰ هزار مگاواتیِ پروانه‌های صادرشده نباید با «ظرفیت عملیاتی» اشتباه گرفته شود. در واقعیت، بازار این حوزه به دو دسته تقسیم می‌شود:

  • سرمایه‌گذاران واقعی: کسانی که زمین آماده کرده، مجوزهای صنعتی را اخذ و تجهیزات خریداری کرده‌اند.
  • متقاضیان صوری: کسانی که صرفاً با یک نامه قصد خود را اعلام کرده اما هیچ اقدام عملی انجام نداده‌اند.

به گفته او، کمتر از ۱۰ درصد (و نهایتاً تا ۲۰ درصد به روایت ساتبا) از ظرفیت‌های ثبت‌شده واقعاً فعال هستند. به همین دلیل، حدود ۳۴ هزار مگاوات از مجوزها به‌دلیل عدم تحرک سرمایه‌گذاران ابطال شده و ۳۰ تا ۴۰ هزار مگاوات دیگر نیز در خطر لغو قرار دارند. در مقابل، تنها حدود ۱۱ تا ۱۲ هزار مگاوات پروژه، موافقت اتصال به شبکه را دریافت کرده‌اند.

نقش کلیدی نیروگاه‌های خرد و انشعابی در هدف ۳۰ هزار مگاواتی

دستیابی به هدف ۳۰ هزار مگاواتی بدون ورود جدی نیروگاه‌های انشعابی و کوچک‌مقیاس، عملاً غیرممکن است. برای رسیدن به این هدف بدون ایجاد تنش در شبکه، سهمی حدود ۲ تا ۵ هزار مگاواتی برای این بخش در نظر گرفته شده که گام نخست آن (۱۰۰۰ مگاوات) در حال عملیاتی‌شدن است.

در همین راستا، سیاست‌های تشویقی و اجرایی مهمی در دستور کار قرار دارد:

  • الزام نظام‌مهندسی: هماهنگی‌هایی انجام شده تا نصب پنل خورشیدی برای ساختمان‌های چهار طبقه به بالا الزامی شود.
  • استفاده از اینورترهای دوگانه: جهت ترغیب مردم، استفاده از اینورترهایی که در زمان خاموشی نیز برق ساختمان را تأمین می‌کنند، پیشنهاد شده تا جذابیت اقتصادی و کاربردی این سامانه‌ها برای خانوارها دوچندان شود.
  • مدیریت مشاعات: مسائل حقوقی مربوط به نصب پنل در پشت‌بام‌های مشترک و تلفیق آن‌ها با طراحی «روف‌گاردن» در حال بررسی است.

ظرفیت طلایی: چاه‌های کشاورزی

از نگاه معاون وزیر نیرو، چاه‌های کشاورزی یکی از بکرترین فرصت‌های ایران برای تولید برق است. آمارها نشان می‌دهد:

  • کشور حدود ۳۰۰ هزار حلقه چاه کشاورزی دارد.
  • بیش از ۲۰۰ هزار مورد از آن‌ها ظرفیت نصب سامانه‌های ۵۰ تا ۱۰۰ کیلوواتی را دارند.
  • این طرح می‌تواند به‌تنهایی ۱۰ تا ۱۵ هزار مگاوات به ظرفیت خورشیدی کشور اضافه کند.

نکته جذاب در این مدل، «چندمنظوره بودن» است؛ پنل‌ها با ارتفاع بالاتر نصب می‌شوند تا فضای زیرین آن‌ها برای انبارداری یا سایر فعالیت‌های کشاورزی و تولیدی حفظ شود. این یعنی تجدیدپذیرها نه تنها رقیب کشاورزی نیستند، بلکه می‌توانند به «توسعه» آن نیز کمک کنند.

خلاصه:

استراتژی جدید وزارت نیرو، گذار از پروژه‌های بزرگِ گاهی «کاغذی» به سمت نیروگاه‌های خرد، انشعابی و کشاورزی است. با این رویکرد، تجدیدپذیرها دیگر یک «مهمان ناخوانده» نیستند، بلکه به بخشی از زیرساختِ هوشمندِ شبکه تبدیل خواهند شد که به جای بار اضافی، به پایداریِ بیشتر برق کشور کمک می‌کنند.

تولید هوشمند؛ از «کاربری دوگانه» تا «اتصال منعطف»

استراتژی وزارت نیرو برای دستیابی به هدف ۳۰ هزار مگاواتی، تنها محدود به ساخت نیروگاه نیست؛ بلکه «بهره‌وری حداکثری از فضا» محور اصلی این نقشه راه است.

۱. کاربری دوگانه و اشتغال‌زایی

رجبی‌مشهدی تأکید دارد که باید از فضاهای مرده نهایت استفاده را برد. سقف کارخانه‌ها، سوله‌های صنعتی و به‌ویژه اراضی کشاورزی، ظرفیت‌هایی هستند که با نصب پنل‌های خورشیدی (با ارتفاع استاندارد)، علاوه بر تولید برق، امکان فعالیت‌های تولیدی و انبارداری در زیر پنل‌ها را فراهم می‌کنند. این الگوی چندمنظوره، نه تنها باری بر دوش فضا نیست، بلکه با ایجاد فرصت‌های شغلی جانبی، به معیشت سرمایه‌گذاران نیز کمک می‌کند.

۲. سیاست مقیاس: «بادیِ متمرکز، خورشیدیِ پراکنده»

وزارت نیرو برای هر نوع انرژی، نسخه متفاوتی پیچیده است:

  • نیروگاه‌های بادی: از آنجا که پتانسیل‌های ممتاز باد (مانند خواف، نشتیفان و میل‌نادر) در نقاط خاصی محدود شده‌اند و ضریب ظرفیت بسیار بالایی (تا ۵۰ درصد) دارند، رویکرد منطقی احداث نیروگاه‌های بزرگ‌مقیاس است تا از ظرفیت زمین بهترین بهره‌برداری صورت گیرد.
  • نیروگاه‌های خورشیدی: به دلیل تابش گسترده و یکنواخت در سطح کشور، این نیروگاه‌ها باید کوچک‌تر و پراکنده‌تر باشند. این پراکندگی نه تنها هزینه‌های اتصال به شبکه را کاهش می‌دهد، بلکه فشار نوسانات تولید بر یک نقطه خاص از شبکه را نیز تعدیل می‌کند. احداث مزارع خورشیدی عظیم در نقاط دورافتاده با شبکه ضعیف، بدون تقویت زیرساخت‌های انتقال، عملاً چالشی برای پایداری شبکه ایجاد می‌کند.

۳. راهکار «اتصال غیرقطعی» (Non-firm) برای جلوگیری از اتلاف

یکی از رویکردهای کلیدی وزارت نیرو، به حداقل رساندن زمانِ «انتظار» برای تولید است. در تابستان‌های پرتنش که کشور با ناترازی روبه‌روست، حتی یک کیلووات تولید نیز نباید معطل بماند.

راهکار این است: نیروگاه‌هایی که آماده تولید هستند اما بخش کوچکی از زیرساخت‌های اتصالشان تکمیل نشده، می‌توانند با اتصال موقت (Non-firm) وارد مدار شوند و همزمان تعهدات باقی‌مانده خود را تکمیل کنند.

همچنین، در شرایط مدیریت شبکه، «محدودسازی تولید» (Curtailment) — یعنی کاهش موقت تولید تجدیدپذیر یا واحدهای حرارتی برای حفظ تعادل — یک ابزار مدیریتی استاندارد در صنعت برق است که نه برای تنبیه تولیدکننده، بلکه برای صیانت از پایداریِ کلیِ شبکه اجرا می‌شود.

۴. ذخیره‌سازی؛ گذرگاه مراحل بعدی توسعه

معاون وزیر نیرو به یک واقعیت مهم اشاره می‌کند: در مراحل اولیه (مراحل ۱ و ۲)، هماهنگی با نیروگاه‌های حرارتی برای مدیریت نوسانات تجدیدپذیرها کافی است. اما برای ورود به مراحل سوم و چهارم نفوذ تجدیدپذیرها، زیرساخت فعلی دیگر کفایت نمی‌کند.

بنابراین، نقشه راه وزارت نیرو برای آینده شامل سه رکن اساسی است:

  1. تقویت گسترده شبکه انتقال.
  2. توسعه جدی ذخیره‌سازهای انرژی.
  3. هوشمندسازی شبکه و افزایش انعطاف‌پذیری مصرف.

جمع‌بندی:

تجدیدپذیرها در ایران دیگر یک انتخاب حاشیه‌ای نیستند؛ بلکه با گذار از «مجوزهای کاغذی» به «عملیات اجرایی»، ترکیب «نیروگاه‌های کوچکِ متصل به مصرف» و «مزارع بزرگِ بادی»، در کنار استفاده از استراتژی‌های مدیریتی نظیر «اتصال موقت»، در حال تبدیل شدن به ستون‌های جدید پایداری برق کشور هستند.

ذخیره‌سازی و بازار؛ ستون‌های پایداری در شبکه مدرن

با افزایش سهم تجدیدپذیرها در سبد تولید کشور، مسئله «انعطاف‌پذیری» از یک بحث فنی به یک ضرورت اقتصادی تبدیل شده است. رجبی‌مشهدی برای گذار به مراحل پیشرفته نفوذ تجدیدپذیرها، سه راهکار موازی را دنبال می‌کند:

۱. نوسازی زیرساخت‌های ذخیره‌سازی (از سدها تا باتری‌ها)

  • نیروگاه‌های تلمبه‌ذخیره‌ای: سیاه‌بیشه اکنون به «الماسِ» مرکز کنترل شبکه تبدیل شده است؛ نیروگاهی که قدرت مانور آن در تنظیم سریع تولید و جبران عدم‌قطعیت‌ها، درس بزرگی برای صنعت برق ایران بود. طرح‌های توسعه تلمبه‌ذخیره‌ای (مانند سدهای آزاد و رودبار) با هدف ظرفیت ۳۰۰۰ مگاواتی در مناطق جنوب‌غرب کشور در دست بررسی است. مدل اقتصادی پیشنهادی برای این بخش، ترکیبی از فروش برق در تابلوی سبز و خرید برقِ پمپاژ با تعرفه بسیار پایین (نزدیک به رایگان) است.
  • باتری‌ها و ذخیره‌سازهای الکتریکی: برای سال آینده، هدف‌گذاری ۳۰۰۰ مگاواتی برای ذخیره‌سازی در نظر گرفته شده که اولویت اجرای آن، دست‌کم ۱۰۰۰ مگاوات به‌صورت «پراکنده» در نقاط حساس شبکه است تا از سرمایه‌گذاری‌های سنگین پیشین نیز محافظت شود.

۲. هوشمندی در سیاست‌گذاری اقتصادی

انتقاد به عدم صرفه اقتصادی ذخیره‌سازها، با رویکردِ «پویایی سیاست‌ها» پاسخ داده می‌شود. به اعتقاد معاون وزیر نیرو، سیاست‌های خرید تضمینی نباید به بندهای ایستا تبدیل شوند. همان‌طور که در بازارهای جهانی مرسوم است، با بلوغ تکنولوژی و تغییر شرایط بازار، مدل‌های حمایتی نیز باید اصلاح شوند. هدف نهایی، ایجاد یک «مسیر روشن و قابل پیش‌بینی» برای سرمایه‌گذار است؛ به‌طوری که امنیت سرمایه تضمین شود و در عین حال، اشتیاق بخش خصوصی برای ورود به فناوری‌های جدید کاهش نیابد.

۳. تابلوی برق سبز و ظهور «تجمیع‌کننده‌ها»

راه‌اندازی «تابلوی برق سبز»، موفق‌ترین ابزار برای خروج از مدل‌های سنتی خرید تضمینی بوده است. با تصویب آیین‌نامه بند «ب» ماده ۴۳، تقاضای قابل‌توجهی برای این بازار ایجاد شده که اگرچه با دو ماه تأخیر (به دلیل بررسی نظرات کارشناسی) به شهریورماه موکول شد، اما نویدبخش یک بازار رقابتی است.

در این میان، «تجمیع‌کننده‌ها» (Aggregators) نقش حیاتی دارند. رجبی‌مشهدی تأکید می‌کند که حضور این نهادها برای اتصال خیل عظیم نیروگاه‌های کوچک (پشت‌بامی، کشاورزی و صنعتی) به بازار برق، یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر است. بدون تجمیع‌کننده‌ها، مدیریت و عرضه تولیدات کوچک‌مقیاس در بازار برق با پیچیدگی‌های اداری و هزینه‌های گزاف همراه خواهد بود. در واقع، تجمیع‌کننده‌ها با ساده‌سازیِ فرآیندِ فروش، حلقه وصلِ «تولیدکنندگانِ خُرد» به «بازارِ بزرگِ انرژی» هستند.


جمع‌بندی نهایی گزارش

استراتژیِ کلان وزارت نیرو برای دستیابی به هدف ۳۰ هزار مگاواتی، عبور از نگاه‌های تک‌بعدی است. این مسیر نه فقط از طریق ساخت نیروگاه‌های بزرگ، بلکه با ترکیبی از:

  • تنوع در مقیاس: (بزرگ‌مقیاس بادی و پراکنده خورشیدی)،
  • بهره‌وریِ فضا: (کاربری دوگانه در کشاورزی و سقف صنایع)،
  • مدیریتِ هوشمند: (اتصال موقت برای حذف زمان‌های هدررفتِ تولید)،
  • و بازارهای مالیِ نوین: (تابلوی سبز و تجمیع‌کننده‌ها)،

هموار می‌شود. هدف این است که تجدیدپذیرها از یک «بارِ نوسانی» برای شبکه، به «ستون‌های پایداری» تبدیل شوند که با ذخیره‌سازیِ منعطف و مدیریتِ بازار، ناترازی برق کشور را نه در حرف، که در عمل و با مشارکت مردم و بخش خصوصی، به سمت تعادل هدایت کنند.

زیرساختِ ضروری: «تقویت شبکه» و «هم‌افزاییِ سبد تولید»

اگرچه توسعه نیروگاه‌های خرد و پراکنده یک برگ برنده است، اما رجبی‌مشهدی هشدار می‌دهد که این قطعاتِ پازل، بدون یک بستر انتقالِ قوی، ناکارآمد خواهند بود.

۱. گلوگاه‌های انتقال و مسئولیت‌های تفکیک‌شده

برای رسیدن به هدف ۳۰ هزار مگاواتی، تقویت کریدورهای اصلی انتقال (ولتاژ ۴۰۰ کیلوولت و بالاتر) یک الزام حیاتی است.

  • سهم دولت: توسعه خطوط انتقال اصلی و پست‌های بالادستی به‌عنوان «زیرساخت‌های ملی» بر عهده دولت و از محل منابع عمومی است.
  • سهم بخش خصوصی: اتصالِ محلیِ نیروگاه به نزدیک‌ترین نقطه شبکه، جزءِ تعهدات سرمایه‌گذار باقی می‌ماند.

اگر شبکه انتقال همگام با تولید توسعه نیابد، با ایجاد «گلوگاه»، بخشی از برق تولیدی عملاً هدر می‌رود که این نه تنها زیان سرمایه‌گذار، بلکه هدررفت منابع ملی است.

۲. تجمیع‌کننده‌ها؛ کاتالیزور توسعه مردمی

فعالیت «تجمیع‌کننده‌ها» (Aggregators) کلید موفقیت در مقیاس خرد است. برای اینکه سرمایه‌گذاران کوچک (مانند کشاورزان یا مالکان سوله‌ها) بتوانند بدون درگیری با پیچیدگی‌های بازار برق، در این حوزه حضور یابند، ساماندهی هرچه سریع‌تر نهادهای واسط ضروری است. پلتفرم‌های فناورانه موجود در کشور، بستر فنی و اجتماعی لازم را برای این گذار فراهم کرده‌اند.

۳. نگاه کلان: تجدیدپذیرها؛ بخشی از پازل، نه کلِ آن

رجبی‌مشهدی تأکید می‌کند که «انرژی‌های تجدیدپذیر» یک ضرورت حیاتی‌اند، اما نباید به آن‌ها به چشمِ «تک‌راه‌حل» نگاه کرد. امنیت انرژی کشور مستلزم یک رویکرد جامع شامل:

  • بهینه‌سازی مصرف.
  • تکمیل بخش بخار نیروگاه‌های سیکل ترکیبی.
  • تنوع‌بخشی به سبد تولید (شامل نیروگاه‌های اتمی).

تجدیدپذیرها در کنار این موارد، «بازیگران اصلی» آینده شبکه هستند؛ نه فقط «منابع مکمل».


جمع‌بندی نهایی: گذار از «تولید نوسانی» به «شبکه منعطف»

سیاست‌های وزارت نیرو در قبال انرژی‌های تجدیدپذیر، ماهیتی پویا و غیرایستا دارد. رجبی‌مشهدی تصریح می‌کند که سیاست‌های امروز، ممکن است با تحولات تکنولوژیک و بلوغ بازار در دو یا ده سال آینده متفاوت باشد. در این چارچوبِ جدید:

  1. امنیت سرمایه‌گذاری: سرمایه‌گذار باید چشم‌اندازی روشن داشته باشد، اما در عین حال بپذیرد که مدل‌های حمایتی با رشد بازار، به‌روزرسانی خواهند شد.
  2. شبکه مدرن: برای میزبانی از این «مهمان جدید» (تجدیدپذیرها)، شبکه برق ایران باید دگردیسی پیدا کند؛ تغییراتی شامل تقویت خطوط انتقال، توزیع هوشمندانه ذخیره‌سازها، انعطاف‌پذیری در بهره‌برداری و تنظیم مقرراتِ متناسب با واقعیت‌های نوین.

به تعبیر نهایی معاون وزیر نیرو، خورشید و باد دیگر در حاشیه نیستند. آن‌ها به ستون‌های پایداریِ شبکه تبدیل شده‌اند که برای ماندگاری و اثربخشی‌شان، باید تمامی اجزای صنعت برق — از دولت و بخش خصوصی تا فناوری‌های ذخیره‌سازی و بازارهای اقتصادی — هم‌نوا و هماهنگ عمل کنند تا ناترازیِ امروز، به فرصتی برای ساختِ زیرساخت‌هایِ پایدارِ فردا تبدیل شود.

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

لطفا دیدگاه خود را از طریق فرم زیر اسال نمایید

نظرسنجی

مارا دنبال کنید