به گزارش «نفت ما»، امروز ۲۳ شهریور، ۶۶ سال از روزی میگذرد که پنج کشور نفتخیز ایران، عراق، کویت، عربستان سعودی و ونزوئلا در بغداد دور یک میز نشستند تا سازمانی را پایهگذاری کنند که بعدها یکی از مهمترین بازیگران اقتصاد سیاسی جهان شد؛ سازمان کشورهای صادرکننده نفت یا اوپک.
اوپک در ابتدا نه یک قدرت جهانی بود و نه حتی سازمانیکه بازار نفت آن را جدی بگیرد. ایده اصلی، ساده اما در آن زمان بلندپروازانه بود، کشورهای تولیدکننده نفت نمیخواستند دیگر قیمت و شرایط فروش مهمترین منبع درآمدشان را شرکتهای نفتی خارجی تعیین کنند.
اما طی بیش از شش دهه، اوپک بارها پوست انداخت؛ از سازمانی برای مقابله با شرکتهای نفتی غربی به قدرتی تبدیل شد که میتوانست اقتصاد جهان را با تصمیمی درباره تولید نفت تکان دهد، سپس با ظهور تولیدکنندگان جدید و انقلاب شیل بخشی از قدرت خود را از دست داد و در نهایت با تولد «اوپکپلاس» تلاش کرد ائتلاف بزرگتری برای مدیریت بازار بسازد.
حالا در ۲۰۲۶، در حالی که جنگ خاورمیانه بخش بزرگی از عرضه نفت منطقه را مختل کرده و تردد در تنگه هرمز بهشدت محدود شده، اوپک بار دیگر در آستانه پوست اندازی قرار دارد.
«توافق جنتلمنها» زمینهساز تاسیس اوپک شد
برای آشنایی با این کارتل نفتی ابتدا باید نگاهی به تاریخچه و ریشههای شکل گیری آن بیندازیم. یک سال پیش از تاسیس اوپک، در سال ۱۹۵۹، نمایندگان کشورهای نفتخیز در حاشیه نخستین کنگره نفت کشورهای عرب در قاهره گرد هم آمدند. در آن زمان، کاهش قیمت نفت از سوی شرکتهای بزرگ نفتی به یکی از نگرانیهای اصلی کشورهای تولیدکننده تبدیل شده بود. در یکی از نشستهای غیررسمی، پنج نماینده ایران، عراق، کویت، عربستان سعودی و ونزوئلا درباره همکاری برای مقابله با سلطه شرکتهای نفتی گفتوگو کردند.
این دیدار بعدها به «توافق جنتلمنها» معروف شد؛ توافقی که در باشگاه قایقرانی قاهره شکل گرفت و یک سال بعد در بغداد به تولد اوپک انجامید. در روایت رسمی خود اوپک، فواد روحانی از ایران، عبدالله طریقی از عربستان سعودی، خوان پابلو پرز آلفونسو از ونزوئلا، طلعت شیبانی از عراق و احمد سید عمر از کویت به عنوان پنج «پدر بنیانگذار» سازمان شناخته میشوند. روحانی نیز نخستین دبیرکل اوپک شد و در تدوین ساختار و اساسنامه سازمان نقش مهمی داشت.
در نهایت، نمایندگان پنج کشور در فاصله ۱۰ تا ۱۴ سپتامبر ۱۹۶۰ در بغداد مذاکره کردند و در ۱۴ سپتامبر تصمیم به ایجاد سازمان کشورهای صادرکننده نفت گرفتند. اما برای فهم اینکه چرا چنین سازمانی اساساً لازم دیده شد، باید قدرتی که پیش از اوپک بر بازار نفت حکومت میکرد را شناخت.
مقابله با «هفت خواهر» مهمترین هدف اوپک
مهمترین هدف تاسیس اوپک مقابله با شرکتهای نفتی غرب بود. پیش از تاسیس اوپک، بازار جهانی نفت در کنترل یک کنسرسیوم از شرکتهای غربی معروف به «هفت خواهر» بود که بدون مشورت با کشورهای تولیدکننده، قیمتها را تعیین میکردند. در میان آنها استاندارد اویل نیوجرسی قرار داشت که بعدها با نام اِسو شناخته شد و در نهایت به اکسون و سپس اکسونموبیل رسید. استاندارد اویل نیویورک یا سوکونی نیز بعدها نام موبیل را به خود گرفت و سرانجام در اکسون ادغام شد. در کنار این دو، استاندارد اویل کالیفرنیا، معروف به سوکال قرار داشت که بعدها به شِورون تبدیل شد. گالف اویل نیز یکی دیگر از اعضای این حلقه بود که بخش عمده آن بعدها به شِورون پیوست. تکزاکو، دیگر غول آمریکایی، نیز سرانجام با شِورون ادغام شد. دو عضو اروپایی این جمع هم شرکت نفت انگلیس و ایران، که بعدها با نام بریتیش پترولیوم یا BP شناخته شد، و رویال داچ شل بودند. قدرت این شرکتها فقط در استخراج نفت خلاصه نمیشد. آنها بخش بزرگی از زنجیره نفت، از استخراج و حملونقل گرفته تا پالایش و فروش را در اختیار داشتند.
به همین دلیل، مسئله کشورهای تولیدکننده فقط این نبود که نفت را چند دلار بفروشند؛ مسئله بزرگتر این بود که چه کسی درباره قیمت، میزان تولید و نحوه فروش نفت تصمیم میگیرد. یک سند وزارت خارجه آمریکا در نوامبر ۱۹۶۰، تنها چند هفته پس از تاسیس اوپک، صراحتاً میگوید کشورهای تولیدکننده دیگر نمیتوانستند نسبت به تصمیمات شرکتهای نفتی درباره قیمتها بیتفاوت بمانند. درهمان سند، یکی از اهداف اولیه اوپک بازگرداندن قیمت نفت به سطح پیش از کاهش قیمت اوت ۱۹۶۰ عنوان شده است.
ونزوئلا که در آن زمان بزرگترین تولیدکننده نفت میان اعضا بود، بیشترین زیان را از این کاهش قیمتها میدید و نقش کلیدی در متقاعد کردن دیگر کشورها برای تشکیل این سازمان داشت . برخلاف تصور امروزی، تاسیس اوپک در سال ۱۹۶۰ هیچ سروصدایی به پا نکرد و کسی آن را جدی نگرفت. این سازمان سالهای سال کار مهمی انجام نداد و تنها پس از ۱۳ سال بود که به یکباره بر سر زبانها افتاد.
۱۹۷۳؛ سالی که اوپک فهمید قدرت واقعی چیست
نقطه عطف تاریخی اوپک، اکتبر ۱۹۷۳ و در جریان جنگ یوم کیپور بود. کشورهای عربی عضو اوپک تصمیم گرفتند صدور نفت به کشورهای حامی اسرائیل را تحریم کنند. این اقدام باعث شد بهای نفت طی مدت کوتاهی چهار برابر شود و اصطلاح «شوک نفتی» وارد ادبیات اقتصاد جهانی شود . این اولین پیروزی بزرگ کشورهای جهان سوم در برابر قدرتهای صنعتی بود و باعث شد قدرتهای غربی برای مقابله با آن، به فکر چاره بیفتند .
تاسیس سازمان بینالمللی انرژی در ضدیت با اوپک
درواقع پس از این شوک نفتی، کشورهای صنعتی غربی به رهبری هنری کیسینجر، وزیر خارجه وقت آمریکا، به این نتیجه رسیدند که باید سازمانی برای هماهنگی سیاستهای انرژی و مقابله با اوپک ایجاد کنند .
کیسینجر در گفتوگویی داخلی، صراحتاً هدف واقعی این سازمان را فاش کرد:«ما صد بار گفتهایم و این مزخرف است. البته که این [آژانس] برای ایجاد یک جبهه متحد طراحی شده است. تنها هدفش ایجاد یک گروه مصرفکننده است که قدرت چانهزنی [کشورهای مصرفکننده] را بهبود بخشد. واقعیت این است که تنها راهی که مصرفکنندگان میتوانند خود را در برابر آنچه انقلابی در امور مالی و اقتصاد بینالمللی است محافظت کنند، همفکری مشترک و سازماندهی آن است».
این سازمان برای مقابله با اوپک چهار ابزار اصلی طراحی کرد: نخست، الزام کشورهای عضو به نگهداری ذخایر اضطراری نفت معادل حداقل ۹۰ روز واردات خالص، تا در مواقع قطع عرضه بتوانند از این ذخایر استفاده کنند؛ دوم، سهمیهبندی و تقسیم بار در شرایط بحران که اعضا متعهد میشوند مصرف خود را کاهش داده و نفت ذخیرهشده را بین یکدیگر تقسیم کنند؛ سوم، کاهش وابستگی به نفت اوپک از طریق تشویق به توسعه منابع انرژی جایگزین مانند انرژی هستهای، زغالسنگ و تجدیدپذیرها و تنوع بخشیدن به منابع تامین نفت از کشورهای غیراوپک؛ و چهارم، ایجاد یک سیستم اطلاعاتی جامع و محرمانه برای جمعآوری دادههای بازار نفت و رفتار شرکتهای نفتی، تا مصرفکنندگان با آگاهی بیشتری تصمیم بگیرند و قدرت چانهزنی خود را در برابر تولیدکنندگان افزایش دهند.
ظهور نفت شل چرا به کاهش قدرت اوپک انجامید؟
اگر دهه ۱۹۷۰ اوج قدرت اوپک بود، دهه ۲۰۱۰ آغاز یک تغییر بزرگ دیگر در بازار نفت بود: انقلاب نفت شیل آمریکا. این انقلاب ساختار بازار را برای همیشه تغییر داد. نفت شیل سریعتر و انعطافپذیرتر از نفت متعارف تولید میشد و به قیمتها واکنش نشان میداد . اوپک در سال ۲۰۱۴ تلاش کرد با افزایش تولید و پایین نگه داشتن قیمت، تولیدکنندگان شیل را از بازار خارج کند، اما نفت به زیر ۳۰ دلار سقوط کرد و این استراتژی نتیجه معکوس داد .
برای مقابله با چالشهای جدید، اوپک در سال ۲۰۱۶ ائتلاف گستردهتری به نام«اوپک پلاس» تشکیل داد. این ائتلاف از ۲۱ کشور تولیدکننده نفت تشکیل شده است که شامل اعضای اصلی اوپک بهعلاوه کشورهای غیرعضو مانند روسیه، قزاقستان، آذربایجان، بحرین، برونئی، مالزی، مکزیک، عمان، سودان و سودان جنوبی میشود. اما این راهکار دوام چندانی نداشت.
خروج و بازگشت اعضای اوپک
در طول تاریخ اوپک، عضویت کشورها همیشه دائمی نبوده و چند کشور در مقاطعی از سازمان خارج شده و برخی نیز بعداً بازگشتهاند. اندونزی نخستین نمونه مهم بود؛ این کشور در سال ۲۰۰۸ به دلیل تبدیل شدن به واردکننده خالص نفت، از اوپک خارج شد، اما در سال ۲۰۱۶ دوباره به سازمان پیوست و تنها یک سال بعد، در پی اختلاف بر سر سهمیه تولید، بار دیگر عضویت خود را تعلیق کرد. اکوادور نیز در سال ۱۹۹۲ از اوپک خارج شد و پس از حدود ۱۵ سال، در سال ۲۰۰۷ به سازمان بازگشت؛ با این حال در سال ۲۰۲۰ برای دومین بار از اوپک خارج شد. گابن در سال ۱۹۹۵ سازمان را ترک کرد، اما در سال ۲۰۱۶ پس از بیش از دو دهه دوباره به عضویت اوپک درآمد. قطر در سال ۲۰۱۹ از سازمان خارج شد و تاکنون بازنگشته است. آنگولا نیز که از سال ۲۰۰۷ عضو اوپک بود، در سال ۲۰۲۴ از سازمان خارج شد.
تازهترین و از نظر سیاسی مهمترین مورد، امارات متحده عربی است که پس از نزدیک به شش دهه عضویت، در مه ۲۰۲۶ از اوپک خارج شد؛ اقدامی که تا حد زیادی به اختلاف بر سر میزان تولید و تمایل ابوظبی برای استفاده آزادانهتر از ظرفیت بالای تولید نفت خود مربوط بود. در میان اعضای فعلی، کنگو، گینه استوایی و الجزایر همچنان عضو هستند و ونزوئلا، ایران و عراق نیز با وجود فراز و نشیبهای سیاسی و اقتصادی، از زمان تاسیس تاکنون از اوپک خارج نشدهاند. در نتیجه، تاریخ اوپک نشان میدهد که عضویت در این سازمان همواره تابعی از یک محاسبه اقتصادی و سیاسی بوده است؛ کشورها زمانیکه محدودیتهای تولید و تعهدات اوپک با منافع ملیشان در تضاد قرار گرفته، ترجیح دادهاند از سازمان فاصله بگیرند و در مواردی نیز، زمانیکه مزایای حضور را بیشتر دیدهاند، دوباره به آن بازگشتهاند.
جنگیدن برای بقا
اوپک بارها نشان داده که میتواند خود را با ساختار جدید بازار تطبیق دهد؛ از مقابله با شرکتهای نفتی و ملیسازی منابع گرفته تا شوک ۱۹۷۳، ظهور تولیدکنندگان جدید، انقلاب شیل، تولد اوپکپلاس و حالا جنگی که بزرگترین اختلال عرضه تاریخ بازار نفت را رقم زده است.
براساس دادههای آژانس بینالمللی انرژی، سهم این ائتلاف از تولید جهانی نفت از حدود ۴۸ درصد به حدود ۴۰ درصد کاهش یافته است . عواملی که باعث این افت تاریخی شدهاند اختلال در صادرات نفت به دلیل تنشهای ژئوپلیتیک و بسته شدن تنگه هرمز، همچنین آسیب به زیرساختهای انرژی هستند که عملاً توانایی این گروه برای تاثیرگذاری موثر بر بازار را محدود کرده است . در نتیجه، بسیاری از تصمیمات برای افزایش تولید، در عمل تنها روی کاغذ باقی مانده و به دلیل موانع فیزیکی و لجستیکی، تاثیر واقعی چندانی بر عرضه جهانی نداشته است .
به باور برخیها زمان دفن اوپک فرا رسیده است و تردید اعضا درماندن یا رفتن از این سازمان به گمانه زنیها دامن زده است. امروز شاید اوپک به اندازه سابق قدرتمند نیست اما هنوز هم مانند شیر پیری در بازار انرژی، برای بقا میجنگد.









دیدگاه ها