اشک‌های جاری، دست‌هایی که برای آخرین وداع به سوی تابوت بالا می‌رفت و چهره‌هایی که دلتنگی خود را بی‌واسطه نشان می‌دادند، تنها بخشی از قاب‌های به‌یادماندنی این مراسم بود؛ چراکه در گوشه‌وکنار شهر نیز روایت‌های دیگری جریان داشت؛ از موکب‌هایی که از شهرهای مختلف کشور برای خدمت‌رسانی آمده بودند و نذرهای مردمی گرفته تا حضور خانواده‌های شهدا، کارگران، زنان، عشایر و روستاییانی که هرکدام به اندازه توان خود در این رویداد مشارکت داشتند.

بخشی از این مشاهدات توسط روایت‌نویسان و عکاسان ثبت شده و برخی از آن‌ها در فضای مجازی انتشار یافته است. همچنین مجموعه‌ای از این روایت‌ها و تصاویر قرار است در قالب کتاب گردآوری شود.

در همین راستا، خبرنگار ایسنا برای بازخوانی روایت‌های مردمی از مراسم تشییع رهبر شهید در مشهد و بررسی تجربه ثبت این روایت‌ها و تصاویر، با مریم دورانی، روایت‌نویس و مسئول گروه نویسندگان جریان، زهرا عاشوری، مشاهده‌گر و روایت‌نویس و محمود بازدار، عکاس خبری گفت‌وگو کرده است.

روایت مردمی؛ از مشاهده و گفت‌وگو تا تربیت نویسندگان جدید

مریم دورانی، روایت‌نویس و مسئول گروه نویسندگان جریان، درباره فعالیت‌های انجام‌شده برای ثبت حضور مردم در مراسم تشییع رهبر شهید به ایسنا گفت: کار ما از روز شهادت آغاز شد و از فردای آن، این جریان به‌صورت قرارگاهی شکل گرفت. چند گروه در حوزه روایت فعال شدند و با حضور در میدان، به جمع‌آوری روایت‌های مردمی پرداختند.

وی افزود: حجم روایت‌های جمع‌آوری‌شده بسیار زیاد بود و بخشی از آن‌ها در قالب روایت مکتوب و عکس‌نوشت در فضای مجازی منتشر شد. ویژگی مهم این روایت‌ها، مردمی بودن آن‌هاست؛ نویسندگان در میدان حضور داشتند و بدون تشریفات، با مردم گفت‌وگو کردند و روایت‌های واقعی آن‌ها را ثبت کردند.

دورانی ادامه داد: بخشی دیگر از این روایت‌ها به‌عنوان ماده خام در اختیار گروه‌های مختلف قرار گرفت تا در پژوهش‌ها، برنامه‌های تلویزیونی، مستندها و دیگر تولیدات رسانه‌ای مورد استفاده قرار گیرد. در واقع، بخشی از سوژه‌های تولیدات مختلف از دل همین روایت‌های مردمی استخراج شد.

وی یکی دیگر از دستاوردهای این جریان را شناسایی و رشد استعدادهای نویسندگی دانست و گفت: بسیاری از افرادی که در این مدت وارد میدان روایت شدند، پیش از آن تجربه جدی در نویسندگی نداشتند، اما به دلیل ضرورت روایتگری، فعالیت خود را با ثبت روایت‌های مردمی آغاز کردند و به‌تدریج حرفه‌ای‌تر شدند. در نتیجه، شبکه نویسندگان ما نیز در این مدت گسترش پیدا کرده است.

این روایت‌نویس درباره چگونگی انتقال وجه عاطفی و انسانی در روایت‌ها بدون گرفتار شدن در کلیشه، تصریح کرد: یکی از مهم‌ترین نکات در روایت‌نویسی، «مشاهده» است. کسی که در میدان حضور دارد باید بتواند جزئیات را دقیق ببیند. در کنار مشاهده، «مراوده» نیز اهمیت دارد؛ روایتگر نباید صرفاً مانند یک دوربین عمل کند، بلکه باید با مردم گفت‌وگو کند و ماجراهای آن‌ها را شناسایی کند.

دورانی افزود: حتی یک گفت‌وگوی کوتاه یا دیالوگی چندکلمه‌ای میان دو نفر می‌تواند روایت را واقعی‌تر و جذاب‌تر کند. مشاهده، مراوده، مطالعه و پردازش ماده خام در کنار یکدیگر به شکل‌گیری روایت قوی‌تر کمک می‌کنند.

وی تأکید کرد: هدف این نیست که روایت‌های احساسی حذف شوند؛ احساس و عاطفه اهمیت دارد، اما باید دامنه روایت را افزایش داد تا روایت‌ها صرفاً به تکرار کلیشه‌های احساسی محدود نشوند.

روایت‌هایی که از دل موکب‌ها به کتاب می‌رسند

زهرا عاشوری، مشاهده‌گر و روایت‌نویس، در گفت‌وگو با ایسنا درباره مشاهدات خود از حضور گروه‌های مردمی و موکب‌های مختلف در جریان مراسم تشییع رهبر شهید اظهار کرد: فعالیت ما پیش از این نیز در مناسبت‌هایی مانند شهادت حاج قاسم سلیمانی، شهادت شهید رئیسی و جنگ ۱۲روزه وجود داشت، اما در جریان مراسم تشییع به دلیل گستردگی حضور مردم از سراسر کشور، با سوژه‌های متنوعی مواجه شدیم.

وی افزود: افراد فقط برای حضور در مراسم نیامده بودند، بلکه هرکدام متناسب با توانایی خود مسئولیتی را بر عهده گرفته بودند؛ از آماده‌سازی محل اسکان و تأسیسات گرفته تا پخت غذا و خدمت‌رسانی به مردم.

عاشوری با اشاره به یکی از مشاهدات خود گفت: در بخش تأسیسات با جوانی افغانستانی که سال‌ها در ایران زندگی می‌کرد و به‌عنوان کارگر و بنا فعالیت داشت، آشنا شدم. او برای همکاری در آماده‌سازی محل اسکان زائران ثبت‌نام کرده بود و با وجود توانایی محدود مالی، خود را برای خدمت به میدان رسانده بود. نوع نگاه و ادبیات ساده اما عمیق او درباره مسئولیت انسان نسبت به جایی که در آن زندگی می‌کند، برای من قابل توجه بود.

این روایت‌نویس با اشاره به جلوه‌های مختلف نذرهای مردمی ادامه داد: زنان نذرهای مختلفی از آب و نان تا پارچه‌های مشکی داشتند. گروهی پارچه‌های مشکی قدیمی را جمع‌آوری و به پرچم تبدیل می‌کردند و در یکی از مناطق حاشیه شهر نیز تنورهای خانگی در یک حسینیه تجمیع شده بود تا برای مراسم نان پخته شود.

وی افزود: فهرستی از موکب‌های مختلف در اختیار ما قرار داشت که بسیاری از آن‌ها از شهرهای مختلف کشور آمده بودند. در میان آن‌ها خانواده‌های شهدا، زنان کارآفرین، عشایر و روستاییان حضور داشتند. برخی عشایر که امکان مشارکت مالی نداشتند، دام برای نذر و اطعام مردم اهدا کرده بودند. در واقع، هرکس به اندازه توان خود مشارکت می‌کرد؛ یکی با پول، دیگری با دام، نان یا نیروی کار.

عاشوری اظهار کرد: با گروه‌هایی از شهرهایی مانند بوشهر، قشم و میناب گفت‌وگو کردیم و حتی گروه‌هایی از اهل سنت نیز در این مراسم حضور داشتند و خدمت‌رسانی می‌کردند. این تنوع قومی، جغرافیایی و مذهبی از مهم‌ترین سوژه‌هایی بود که در جریان روایت‌نویسی به آن توجه داشتیم.

وی درباره ادامه این فعالیت‌ها گفت: بخشی از مصاحبه‌ها در قالب روایت‌های مکتوب در کانال جریان نویسندگان منتشر شده و مجموعه‌ای از مصاحبه‌ها از شهرها و روستاهای مختلف و اقشار گوناگون مردم نیز در اختیار داریم که قرار است در ادامه به کتاب تبدیل شود.

این روایت‌نویس یکی از چالش‌های کار را همزمانی گفت‌وگو با خدمت‌رسانی افراد دانست و گفت: بسیاری از افرادی که با آن‌ها صحبت می‌کردیم همزمان مشغول آماده‌سازی غذا، پذیرایی یا دیگر امور موکب بودند، اما در بیشتر موارد همکاری خوبی داشتند.

عاشوری همچنین با اشاره به جانمایی برخی موکب‌ها اظهار کرد: در بعضی موارد نگاه رسانه‌ای کافی در جانمایی موکب‌ها وجود نداشت و برخی موکب‌ها در نقاط کم‌تردد قرار گرفته بودند؛ در حالی که ظرفیت‌های روایی و انسانی قابل توجهی داشتند. تلاش می‌کردیم این سوژه‌ها را به مسئولان و گروه‌های رسانه‌ای و مستندساز معرفی کنیم.

قاب‌هایی از دلتنگی مردم برای رهبر شهید

محمود بازدار، عکاس خبری، نیز درباره حضور خود در مراسم تشییع رهبر شهید اظهار کرد: آنچه بیش از همه برای من قابل توجه بود، حضور اقشار مختلف مردم و حس و حال آن‌ها نسبت به رهبر شهید بود. از زنان و مردان گرفته تا کودکان، نوجوانان، جوانان و سالمندان؛ تلاش کردم احساس واقعی مردم، دلتنگی و وداع آن‌ها را در قالب عکس ثبت کنم.

وی افزود: با توجه به اینکه مشهد آخرین محل برای وداع و تشییع بود و از سوی دیگر، این شهر میزبان زائران امام رضا(ع) است، حضور جمعیت زیادی از نقاط مختلف کشور قابل پیش‌بینی بود. حضور مردم با وجود گرمای شدید و ماندن برخی افراد از شب قبل در خیابان‌ها، قابل توجه بود.

این عکاس خبری ادامه داد: لحظه ورود خودرو حمل پیکر به خیابان اصلی، چهره‌ها و واکنش‌های متفاوتی را برای ثبت تصویری پیش روی عکاسان قرار داد؛ اشک‌هایی که بر گونه‌ها جاری می‌شد، دست‌هایی که به سمت تابوت بالا می‌رفت و نگاه‌هایی که جدایی را فریاد می‌زد.

بازدار درباره انتشار عکس‌های این مراسم گفت: فریم‌های زیادی از مراسم و روزهای پس از آن ثبت شده، اما با توجه به اینکه قرار است عکس‌ها پس از بازبینی و انتخاب در قالب یک کتاب منتشر شوند، فعلاً به‌صورت عمومی منتشر نشده‌اند. در انتخاب عکس‌ها، تصاویری که احساس فردی و حال درونی مردم را پررنگ‌تر نشان می‌دهند، مورد توجه قرار گرفته‌اند.

آنچه از مجموع روایت‌ها و تصاویر ثبت‌شده از مراسم تشییع رهبر شهید در مشهد برمی‌آید، این است که این مراسم تنها به لحظه تشییع و بدرقه پیکر محدود نبود؛ بلکه در روزهای منتهی به آن، مجموعه‌ای از کنش‌های مردمی در نقاط مختلف شهر شکل گرفت؛ از نذر آب و نان و فعالیت موکب‌ها تا حضور خانواده‌های شهدا، عشایر، روستاییان، کارگران و گروه‌هایی از شهرها و مناطق مختلف کشور.

بخشی از این روایت‌ها تاکنون در فضای مجازی منتشر شده و مجموعه‌ای دیگر نیز قرار است در قالب کتاب منتشر شود؛ مجموعه‌ای که می‌تواند بخشی از حافظه مردمی این رویداد را از زاویه نگاه کسانی که در متن آن حضور داشتند، ثبت و ماندگار کند.

انتهای پیام

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

لطفا دیدگاه خود را از طریق فرم زیر اسال نمایید

نظرسنجی

مارا دنبال کنید