به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، حمله موشکی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی طی عملیات «نصر ۲» به پایگاه آمریکایی التنف در جنوب شرقی سوریه، بار دیگر نام یکی از مهمترین پایگاههای نظامی ایالات متحده در غرب آسیا را بر سر زبانها انداخت؛ پایگاهی که طی نزدیک به یک دهه گذشته، به دلیل قرار گرفتن در مثلث مرزی سوریه، عراق و اردن، به یکی از کلیدیترین مراکز اجرای راهبرد نظامی و اطلاعاتی واشنگتن در منطقه تبدیل شده است.
گره راهبردی در مثلث مرزی سوریه، عراق و اردناگر موقعیت جغرافیایی را مهمترین عامل در ارزشگذاری یک پایگاه نظامی بدانیم، التنف را باید یکی از شاخصترین نمونههای این اصل در غرب آسیا دانست؛ پایگاهی که نه به دلیل وسعت، بلکه به واسطه قرار گرفتن در یکی از حساسترین نقاط اتصال سوریه، عراق و اردن، طی سالهای گذشته به یکی از مهمترین مراکز عملیاتی آمریکا در منطقه تبدیل شده است.پایگاه التنف در استان حمص سوریه و در مجاورت گذرگاه مرزی التنف (Al-Tanf Border Crossing) قرار دارد؛ گذرگاهی که در سمت عراق به گذرگاه الولید (Al-Waleed Border Crossing) متصل میشود و یکی از اصلیترین مبادی زمینی میان دو کشور به شمار میرود.این منطقه در حاشیه بادیه سوریه (Syrian Desert) واقع شده؛ پهنهای وسیع و کمجمعیت که به دلیل نبود مراکز بزرگ شهری، میدان دید گسترده، کاهش موانع طبیعی و امکان رصد تحرکات در فواصل طولانی، شرایط مناسبی برای استقرار سامانههای مراقبتی، تجهیزات شناسایی و یگانهای واکنش سریع فراهم میکند. از همین رو، بسیاری از تحلیلگران نظامی غربی، التنف را «گره کنترل ارتباطات زمینی جنوب سوریه» توصیف کردهاند.
اشراف بر شاهراه بغداد–دمشقیکی از مهمترین دلایل انتخاب این منطقه از سوی آمریکا، اشراف مستقیم بر بزرگراه بینالمللی بغداد–دمشق (Baghdad–Damascus Highway / M2) است؛ مسیری که از مرز عراق وارد سوریه شده و پس از عبور از بادیه به دمشق میرسد. این محور، یکی از مهمترین شریانهای زمینی منطقه برای جابهجایی نیرو، تجهیزات، کالا و تدارکات محسوب میشود و استقرار در التنف، امکان رصد اطلاعاتی و اثرگذاری عملیاتی بر این کریدور راهبردی را برای نیروهای آمریکایی فراهم میکرد.التنف همچنین از طریق شبکه راههای مرزی، دسترسی سریع به شرق سوریه، غرب عراق و شمال اردن را فراهم میکند و به همین دلیل، به حلقه اتصال میان پایگاههای آمریکا در عراق و اردن تبدیل شده است. این موقعیت، امکان پشتیبانی لجستیکی، جابهجایی سریع نیرو، انتقال تجهیزات و هماهنگی مأموریتهای فرامرزی را در محور جنوبی سوریه افزایش داده و انعطاف عملیاتی قابل توجهی در اختیار فرماندهان آمریکایی قرار داده است.
کمربند امنیتی ۵۵ کیلومتری؛ عمق دفاعی التنفاهمیت این موقعیت جغرافیایی سبب شد آمریکا در اطراف پایگاه، منطقه کاهش تنش ۵۵ کیلومتری (55-km Deconfliction Zone) را ایجاد کند؛ محدودهای که طی سالهای گذشته به یکی از مهمترین لایههای حفاظتی پیرامون التنف تبدیل شد و با ایجاد عمق دفاعی، امنیت تأسیسات، نیروهای مستقر و خطوط ارتباطی این پایگاه را تأمین میکرد.در مجموع، ارزش راهبردی التنف تنها به کنترل یک گذرگاه مرزی یا یک محور مواصلاتی محدود نمیشود. قرار گرفتن این پایگاه در محل تلاقی سه جغرافیای عملیاتی جنوب سوریه، غرب عراق و شمال اردن، آن را به یکی از معدود پایگاههای آمریکا در غرب آسیا تبدیل کرده است که توان اثرگذاری همزمان بر تحولات سه حوزه مرزی را دارد؛ ویژگیای که جایگاه ویژهای برای آن در معماری استقرار نیروها و راهبرد نظامی آمریکا در منطقه ایجاد کرده است.
از استقرار موقت تا یک پایگاه چندمنظورهحضور نظامی آمریکا در منطقه التنف، برخلاف بسیاری از پایگاههای این کشور در غرب آسیا، از ابتدا با هدف ایجاد یک پایگاه دائمی آغاز نشد. در سال ۲۰۱۶ و همزمان با گسترش عملیات ائتلاف بینالمللی علیه گروه تروریستی داعش، نیروهای آمریکایی به دلیل نزدیکی به گذرگاه مرزی التنف (Al-Tanf Border Crossing)، این منطقه را بهعنوان یک نقطه عملیاتی موقت برای پشتیبانی از مأموریتهای جنوب شرق سوریه انتخاب کردند. در آن زمان، زیرساختهای موجود محدود بود و فعالیتها عمدتاً با استفاده از تجهیزات سیار، اردوگاههای عملیاتی و مراکز فرماندهی موقت انجام میشد.با تثبیت حضور نیروهای آمریکایی، توسعه زیرساختهای پایگاه بهتدریج آغاز شد. در نخستین مرحله، محل استقرار نیروها، انبارهای لجستیکی، مراکز نگهداری تجهیزات، مسیرهای دسترسی و مراکز فرماندهی و کنترل (Command and Control) ایجاد یا گسترش یافت تا امکان هدایت مأموریتهای زمینی، شناسایی و پشتیبانی بهصورت همزمان فراهم شود.
همزمان، شبکه حفاظتی پایگاه نیز توسعه یافت. احداث خاکریزهای دفاعی، استقرار موانع مهندسی، ایجاد مسیرهای گشت، افزایش مواضع دیدهبانی و تقویت لایههای امنیتی، بخشی از اقداماتی بود که برای حفاظت از تأسیسات و نیروهای مستقر انجام شد. در ادامه نیز با توسعه تأسیسات ذخیرهسازی سوخت، انبارهای تجهیزات و قطعات یدکی، محوطههای عملیاتی و مسیرهای ارتباطی داخلی، توان پشتیبانی از مأموریتهای طولانیمدت و جابهجایی سریع نیروها و تجهیزات افزایش پیدا کرد.همزمان با گسترش زیرساختها، ساختار فرماندهی پایگاه نیز ارتقا پیدا کرد و امکان ارتباط و هماهنگی مستمر با سایر پایگاهها و یگانهای آمریکایی در سوریه و منطقه فراهم شد؛ موضوعی که نقش التنف را از یک محل استقرار تاکتیکی به یکی از مراکز فرماندهی و هماهنگی عملیات در جنوب و شرق سوریه ارتقا داد.
اگرچه جزئیات بسیاری از پروژههای عمرانی و مهندسی این پایگاه بهصورت رسمی منتشر نشده است، اما تصاویر ماهوارهای منتشرشده در سالهای گذشته، توسعه تدریجی ساختمانها، تأسیسات پشتیبانی، محوطههای نگهداری تجهیزات و استحکامات دفاعی آن را تأیید میکند.در مجموع، روند توسعه التنف نشان میدهد این مجموعه طی چند سال از یک استقرار موقت به یک پایگاه عملیاتی چندمنظوره با زیرساختهای فرماندهی، لجستیکی و دفاعی تبدیل شد و به یکی از اجزای ثابت آرایش نظامی آمریکا در جنوب سوریه بدل شد.
زیرساختهای یک پایگاه نظامی در قلب بیابان سوریهپس از تبدیل شدن التنف از یک موضع عملیاتی محدود به یک پایگاه چندمنظوره، توسعه زیرساختهای آن با هدف پشتیبانی از حضور طولانیمدت نیروها، نگهداری تجهیزات و اجرای مأموریتهای مختلف ادامه یافت. برخلاف پایگاههای هوایی بزرگ آمریکا در منطقه، التنف یک پایگاه عملیاتی پیشرفته (Forward Operating Base - FOB) محسوب میشود که طراحی آن بر تحرک، حفاظت، پشتیبانی سریع و فعالیت در محیطی دور از مراکز شهری متمرکز است.بخش اصلی زیرساختی این پایگاه شامل محل استقرار نیروها، ساختمانهای اداری، مراکز فرماندهی و کنترل (Command and Control)، مراکز ارتباطی و محوطههای عملیاتی است. تصاویر ماهوارهای منتشرشده طی سالهای گذشته نیز وجود ساختمانها، مسیرهای داخلی، مناطق پشتیبانی و فضاهای نگهداری تجهیزات را در محدوده پایگاه نشان میدهد.
در کنار مراکز فرماندهی، تأسیسات پشتیبانی شامل انبارهای تجهیزات، محل نگهداری قطعات یدکی، مخازن سوخت و امکانات خدماتی، امکان تداوم فعالیت نیروها در محیط بیابانی بادیه سوریه را فراهم میکرد. این زیرساختها به پایگاه اجازه میداد در شرایط اختلال در خطوط تأمین، برای مدت مشخصی استقلال عملیاتی خود را حفظ کند.بخش مهم دیگر ساختار التنف، لایههای حفاظتی آن است. خاکریزهای دفاعی، موانع مهندسی، مواضع نگهبانی، سامانههای مراقبت پیرامونی و مسیرهای گشت، با هدف افزایش امنیت پایگاه و ایجاد زمان واکنش در برابر تهدیدات احتمالی ایجاد شدهاند.
اگرچه التنف دارای باند پروازی گسترده مشابه پایگاههای هوایی بزرگ آمریکا نیست، اما زیرساختهای آن امکان پشتیبانی از عملیات بالگردی، پهپادی و پروازهای تاکتیکی محدود را فراهم میکرد. همچنین سامانههای ارتباطی و اطلاعاتی چندلایه، امکان تبادل داده، دریافت اطلاعات شناسایی و هماهنگی عملیات با مراکز فرماندهی بالاتر را فراهم میساخت.شرایط محیطی بادیه سوریه، از جمله گرمای شدید، طوفان شن، کمبود منابع طبیعی و فاصله از مراکز شهری، باعث شد طراحی پایگاه بر استفاده از سازههای مقاوم، تجهیزات تأمین انرژی مستقل و امکانات پشتیبانی ویژه استوار باشد.در مجموع، التنف بیشتر از آنکه بر وسعت فیزیکی متکی باشد، بر قابلیت عملیاتی، حفاظت چندلایه و استقلال پشتیبانی بنا شده است؛ ویژگیهایی که این پایگاه را قادر ساخت طی سالهای گذشته مأموریتهای نظامی آمریکا در جنوب سوریه را پشتیبانی کند.
نیروهای ویژه؛ هسته اصلی مأموریت التنفاهمیت عملیاتی یک پایگاه نظامی تنها به زیرساختهای آن وابسته نیست، بلکه به ترکیب نیروها، تجهیزات و مأموریتهایی بستگی دارد که برای آن تعریف شده است. در همین چارچوب، التنف طی سالهای حضور آمریکا در سوریه، میزبان ترکیبی از نیروهای آمریکایی، عناصر ائتلاف و نیروهای همکار محلی بود که مأموریتهای امنیتی، آموزشی، اطلاعاتی و پشتیبانی را دنبال میکردند.هسته اصلی حضور آمریکا در التنف را نیروهای ویژه ارتش آمریکا (U.S. Army Special Forces) تشکیل میدادند. مأموریت این نیروها برخلاف یگانهای رزمی متعارف، بر آموزش و مشاوره نیروهای همکار، هدایت عملیاتی، جمعآوری اطلاعات میدانی و اجرای مأموریتهای ویژه متمرکز بود. حضور این یگانها نشان میداد که التنف بخشی از شبکه عملیات ویژه آمریکا در سوریه محسوب میشد.
در کنار نیروهای آمریکایی، گروه مغاویر الثوره (Maghaweer al-Thawra - MAT) نیز بهعنوان یک نیروی مسلح محلی تحت حمایت واشنگتن در منطقه التنف فعالیت داشت. این گروه بخشی از مدل حضور غیرمستقیم آمریکا در سوریه بود که در آن نیروهای محلی همکار، در کنار عناصر آمریکایی، وظایف امنیتی و پشتیبانی را بر عهده میگرفتند.
تجهیزات تاکتیکی و سامانههای پشتیبانیبا توجه به ماهیت مأموریت التنف، تجهیزات زمینی این پایگاه بیشتر بر تحرک و حفاظت نیروها متمرکز بود. خودروهای مقاوم در برابر مین و کمین (MRAP) و خودروهای تاکتیکی سبک مشترک (JLTV) از جمله تجهیزات مورد استفاده نیروهای آمریکایی در پایگاههای عملیاتی منطقه بودند که برای جابهجایی امن نیروها، عملیات خارج از جاده و مأموریتهای سریع طراحی شدهاند.در حوزه شناسایی نیز، ترکیبی از سامانههای مراقبت زمینی، تجهیزات اطلاعاتی و پهپادهای شناسایی برای پایش مناطق اطراف، رصد تحرکات و انتقال داده به مراکز فرماندهی بالاتر مورد استفاده قرار میگرفت. موقعیت بیابانی التنف، اهمیت این قابلیتها را برای کنترل محیط پیرامونی پایگاه افزایش میداد.
پشتیبانی هوایی و حفاظت چندلایهاگرچه التنف یک پایگاه هوایی بزرگ مانند العدید قطر یا الظفره امارات نبود، اما امکان پشتیبانی از پروازهای تاکتیکی، عملیات بالگردی و فعالیت پهپادها را داشت. بالگردهای چندمنظوره مانند بلک هاوک (UH-60 Black Hawk) در شبکه عملیاتی آمریکا در منطقه برای جابهجایی نیرو، انتقال تجهیزات و پشتیبانی از مأموریتهای ویژه استفاده میشوند؛ هرچند جزئیات استقرار آنها در التنف بهصورت عمومی منتشر نشده است.همچنین پایگاههای عملیاتی آمریکا در مناطق حساس معمولاً به سامانههای هشدار، تجهیزات مقابله با پهپاد و امکانات دفاع پیرامونی برای مقابله با تهدیداتی مانند حملات راکتی، خمپارهای و پهپادی مجهز هستند.در مجموع، التنف برخلاف پایگاههای بزرگ آمریکا در غرب آسیا که میزبان جنگندهها، هواپیماهای سوخترسان و پرندههای راهبردی هستند، یک پایگاه عملیات ویژه و پشتیبانی تاکتیکی به شمار میرفت. ارزش نظامی این پایگاه نه در حجم تجهیزات سنگین، بلکه در ترکیب نیروهای تخصصی، موقعیت عملیاتی و توان اجرای مأموریتهای اطلاعاتی، آموزشی و محدود در جنوب سوریه قرار داشت.
جایگاه التنف در معماری عملیاتی سنتکامپایگاه التنف اگرچه از نظر ابعاد با پایگاههای بزرگ آمریکا در منطقه مانند العدید قطر یا الظفره امارات قابل مقایسه نیست، اما در ساختار فرماندهی مرکزی آمریکا (U.S. Central Command - CENTCOM) به دلیل موقعیت و مأموریت تعریفشده برای آن، اهمیت ویژهای داشت. این فرماندهی مسئول هدایت عملیاتهای نظامی آمریکا در بخش بزرگی از غرب آسیا است و شبکهای گسترده از پایگاهها و یگانهای عملیاتی را مدیریت میکند.التنف در این شبکه، یک پایگاه راهبردی هوایی یا محل استقرار یگانهای سنگین رزمی نبود، بلکه بیشتر در قالب یک موقعیت عملیاتی پیشرفته (Forward Operating Location) عمل میکرد؛ نقطهای که امکان جمعآوری اطلاعات میدانی، پایش تحولات منطقه، پشتیبانی از عملیاتهای ویژه و ارتباط میان نیروهای آمریکایی در سوریه، عراق و اردن را فراهم میکرد.
فراتر از مأموریت ضد داعشاگرچه آغاز حضور آمریکا در التنف با عملیات ائتلاف علیه داعش مرتبط بود، اما نقش این پایگاه در ادامه فراتر از مقابله با این گروه گسترش یافت. قرار گرفتن در محل اتصال سه حوزه عملیاتی جنوب سوریه، غرب عراق و شمال اردن، به آمریکا امکان میداد تحرکات منطقهای را زیر نظر داشته باشد و در شرایط بحرانی، از آن بهعنوان یک نقطه پیشرفته برای هماهنگی و پشتیبانی استفاده کند.در تقابلهای منطقهای، ارزش چنین پایگاههایی بیشتر به قابلیتهای اطلاعاتی، ارتباطی و پشتیبانی آنها مربوط میشود تا توان رزمی مستقیم. ایجاد آگاهی میدانی، انتقال اطلاعات، هماهنگی یگانها و پشتیبانی از مأموریتهای محدود، از مهمترین کارکردهای پایگاههایی مانند التنف در معماری عملیاتی سنتکام محسوب میشود.
حلقهای در شبکه حضور آمریکا در غرب آسیابا افزایش تنشهای منطقهای میان آمریکا و ایران، اهمیت پایگاههای پیشرفته سنتکام بیشتر مورد توجه قرار گرفت. هرچند نقش دقیق هر پایگاه در عملیاتهای مختلف بسته به شرایط میدانی متفاوت است، اما التنف به دلیل موقعیت جغرافیایی، ظرفیت اطلاعاتی و امکان اتصال میان چند حوزه عملیاتی، یکی از نقاط مهم این شبکه به شمار میرفت.در مجموع، اهمیت التنف برای آمریکا نه در وسعت فیزیکی یا تعداد بالای تجهیزات سنگین، بلکه در ترکیب سه عامل موقعیت جغرافیایی، توان اطلاعاتی و قابلیت ایجاد پیوند میان جبهههای مختلف عملیاتی منطقه قرار داشت؛ عواملی که به این پایگاه جایگاهی فراتر از اندازه واقعی آن بخشیده است.
چرا التنف به یک هدف مهم تبدیل شد؟ارزش یک پایگاه نظامی همیشه با تعداد نیروها، وسعت تأسیسات یا حجم تجهیزات سنگین آن سنجیده نمیشود؛ گاهی جایگاه یک پایگاه در شبکه فرماندهی و عملیاتی، اهمیت آن را تعیین میکند. پایگاه التنف نیز در همین چارچوب، برای فرماندهی مرکزی آمریکا (U.S. Central Command - CENTCOM) فراتر از یک مقر نظامی محدود اهمیت داشت.در معماری نظامی آمریکا در غرب آسیا، پایگاههایی مانند العدید قطر و الظفره امارات نقش اصلی هوایی و پشتیبانی راهبردی را ایفا میکنند، اما التنف بیشتر یک نقطه عملیاتی پیشرفته برای جمعآوری اطلاعات، هماهنگی نیروها، پشتیبانی از عملیاتهای ویژه و ایجاد ظرفیت واکنش سریع در نزدیکی میدان عملیات بود.
ابزاری برای رصد تحولات منطقهاییکی از عوامل اهمیت التنف برای آمریکا، قرار گرفتن آن در نزدیکی مرز سوریه و عراق و در مجاورت یکی از محورهای مهم ارتباطی منطقه بود. این موقعیت به واشنگتن امکان میداد تحولات شرق و جنوب سوریه را زیر نظر داشته باشد و آن را در کنار شبکه پایگاههای خود در عراق و اردن بهعنوان بخشی از آرایش امنیتی منطقه به کار گیرد.آمریکا طی سالهای گذشته، التنف را یکی از نقاط مهم برای رصد تحولات مرزی سوریه و عراق و مقابله با آنچه گسترش نفوذ ایران در منطقه میخواند، ارزیابی میکرد. همین موضوع باعث شد این پایگاه در سالهای گذشته بارها در مرکز تنش میان نیروهای نزدیک به ایران و آمریکا قرار گیرد.
نقش احتمالی در بحرانهای منطقهایاهمیت التنف در سناریوهای درگیری منطقهای، بیش از آنکه به توان تهاجمی مستقیم آن مربوط باشد، به جایگاهش در شبکه اطلاعاتی و عملیاتی سنتکام بازمیگردد. چنین پایگاههایی میتوانند در حوزههایی مانند جمعآوری اطلاعات میدانی، پشتیبانی ارتباطی و فرماندهی، هماهنگی میان یگانها، پشتیبانی از عملیاتهای ویژه و ایجاد امکان واکنش سریع در مناطق مرزی، نقش ایفا کنند.به همین دلیل، هدف قرار گرفتن التنف در هر درگیری احتمالی، صرفاً به معنای حمله به یک مجموعه نظامی محدود نیست، بلکه میتواند بهعنوان ضربه به یکی از حلقههای شبکه حضور آمریکا در منطقه تفسیر شود.
اهمیت راهبردی فراتر از ابعاد فیزیکیحتی با وجود اختلافنظرها درباره وضعیت دقیق استقرار نیروهای آمریکایی در مقاطع مختلف، جایگاه تاریخی و عملیاتی التنف برای سنتکام قابل انکار نیست. این پایگاه طی سالهای گذشته یکی از نقاطی بود که آمریکا از طریق آن تلاش میکرد حضور اطلاعاتی، توان هماهنگی و قدرت واکنش خود را در یکی از حساسترین مناطق غرب آسیا حفظ کند.
چرا التنف در محاسبات دو طرف مهم است؟اهمیت پایگاه التنف برای آمریکا و ایران بیش از آنکه به اندازه یا توان رزمی مستقیم آن مربوط باشد، به جایگاه آن در شبکه حضور نظامی آمریکا در غرب آسیا بازمیگشت. این پایگاه طی سالهای گذشته به یکی از نقاطی تبدیل شد که واشنگتن برای حفظ حضور خود در جنوب سوریه و مدیریت تحولات امنیتی منطقه روی آن حساب میکرد.از نگاه آمریکا، التنف بخشی از مجموعه نقاط پیشرفتهای بود که امکان حفظ حضور، نظارت بر تحولات میدانی و پشتیبانی از مأموریتهای منطقهای را فراهم میکرد. در مقابل، ایران این پایگاه را یکی از حلقههای استقرار نظامی آمریکا در نزدیکی محورهای نفوذ خود در منطقه ارزیابی میکرد.به همین دلیل، اهمیت التنف برای تهران صرفاً به یک پایگاه آمریکایی در خاک سوریه محدود نبود؛ بلکه این مجموعه بهعنوان بخشی از زنجیره پایگاهها، مراکز اطلاعاتی و یگانهای عملیاتی آمریکا در غرب آسیا دیده میشد.در چنین چارچوبی، هدف قرار گرفتن التنف دارای ابعادی فراتر از یک عملیات علیه یک موقعیت نظامی مشخص است؛ زیرا این پایگاه نمادی از تلاش آمریکا برای حفظ حضور پیشرفته در یکی از حساسترین مناطق غرب آسیا محسوب میشود.
ضربه به مرکز فرماندهی عملیات ویژه آمریکابر اساس اطلاعیه سپاه پاسداران، نیروی هوافضای سپاه در موج یازدهم عملیات «نصر ۲» منطقه التنف در سوریه را هدف قرار داده و «مرکز فرماندهی عملیات ویژه دشمن» را مورد اصابت قرار داده است. در این اطلاعیه همچنین از انهدام یک سامانه راداری، چند فروند بالگرد ویژه عملیات ویژه و کشته شدن شماری از نیروهای آمریکایی مستقر در این مرکز خبر داده شده است.فارغ از میزان دقیق خسارات که نیازمند بررسی مستقل است، انتخاب چنین هدفی نشاندهنده اهمیت جایگاه التنف در ساختار عملیاتی آمریکا است؛ زیرا مراکز فرماندهی و کنترل (Command and Control - C2) در جنگهای مدرن از ارزشمندترین اهداف نظامی محسوب میشوند.
ارزش فرماندهی، رادار و بالگردهای ویژهمرکز فرماندهی عملیات ویژه وظیفه هماهنگی یگانهای تخصصی، مدیریت اطلاعات میدانی و هدایت مأموریتهای عملیاتی را بر عهده دارد. اختلال در این مراکز میتواند بر سرعت واکنش، ارتباط میان نیروها و اجرای مأموریتها اثر بگذارد.همچنین سامانههای راداری و بالگردهای ویژه عملیات، از جمله داراییهای مهم چنین پایگاههایی هستند. بالگردهایی مانند بلکهاوک (MH-60 Black Hawk) و شینوک (MH-47 Chinook) برای جابهجایی نیروهای ویژه، اجرای عملیات نفوذی و پشتیبانی از مأموریتهای پیچیده استفاده میشوند و آسیب به آنها فراتر از یک خسارت مادی ارزیابی میشود.
التنف؛ پیامی فراتر از یک پایگاه نظامیارزش التنف نه در وسعت یا تعداد تجهیزات سنگین، بلکه در ترکیب فرماندهی، اطلاعات و توان پشتیبانی از عملیاتهای ویژه بود. به همین دلیل، هدف قرار گرفتن این پایگاه از نگاه ایران صرفاً حمله به یک موقعیت نظامی محدود نبود، بلکه ضربه به یکی از نقاط عملیاتی آمریکا در غرب آسیا تلقی میشد.ماجرای التنف نشان داد در معادلات جدید جنگ، فاصله جغرافیایی دیگر تضمینکننده امنیت یک هدف نظامی نیست. پایگاهی که در قلب بیابان سوریه و در فاصله صدها کیلومتری از مرزهای ایران قرار دارد، به دلیل قرار گرفتن در شبکه عملیاتی آمریکا و نقش آن در ساختار فرماندهی و اطلاعاتی سنتکام، در محاسبات امنیتی تهران به یک هدف قابل دسترس تبدیل شد.
هدف قرار گرفتن این پایگاه توسط اعلام سپاه پاسداران بار دیگر بر این واقعیت تأکید کرد که توسعه توان موشکی و پهپادی ایران، معادلات بازدارندگی در منطقه را تغییر داده است. ایران طی سالهای گذشته با تمرکز بر افزایش برد، دقت و قدرت تخریب سامانههای موشکی و همچنین توسعه پهپادهای رزمی و شناسایی، تلاش کرده است توان پاسخگویی خود را از مرزهای جغرافیایی فراتر ببرد و هر نقطهای را که منشأ تهدید علیه امنیت خود میداند، در دامنه اقدام متقابل قرار دهد.
در این چارچوب، پیام اصلی چنین عملیاتهایی از نگاه تهران، محدود به یک هدف مشخص نیست؛ بلکه بر این مفهوم استوار است که شبکه پایگاهها و مراکز نظامی آمریکا در منطقه، حتی در نقاط دور از میدان اصلی درگیری، از تیررس توانمندیهای راهبردی ایران خارج نیستند.التنف که زمانی برای آمریکا یک نقطه پیشرفته برای حفظ حضور و اعمال نفوذ در جنوب سوریه محسوب میشد، اکنون به نمادی از تغییر موازنه در جنگهای نوین تبدیل شده است؛ جنگهایی که در آنها ترکیب موشکهای دقیق، پهپادهای دوربرد، اطلاعات میدان نبرد و توان ضربه به اهداف ارزشمند، اهمیت بیشتری از فاصله و عمق جغرافیایی پیدا کرده است.از این منظر، انتخاب التنف بهعنوان هدف، صرفاً یک اقدام تاکتیکی علیه یک پایگاه نظامی نبود؛ بلکه حامل این پیام راهبردی بود که در صورت تبدیل شدن هر نقطهای به مرکز تهدید علیه ایران، فاصله جغرافیایی مانع از پاسخ نخواهد شد.










دیدگاه ها