حمیدرضا ناصری در گفتوگو با ایسنا با اشاره به نقش مالچهای زیستی در کنترل کانونهای ماسهای و کاهش آثار بیابانزایی، گفت: مالچ به معنای «خاکپوش» است و هدف اصلی استفاده از آن، تثبیت موقت ماسههای روان و فراهم کردن شرایط لازم برای استقرار پوشش گیاهی در مناطق بیابانی است.
وی با بیان اینکه در ایران استفاده از مالچها عمدتا با هدف مهار ماسههای روان انجام شده است، اظهار کرد: ماسهها در اثر وزش باد جابهجا شده و میتوانند زیرساختها، تأسیسات، جادهها و حتی خطوط راهآهن را با آسیب مواجه کنند؛ چرا که ماسههای روان حتی با سرعتهای نسبتا پایین باد نیز قابلیت حرکت دارند و زمانی که در مسیر حرکت قرار میگیرند، علاوه بر ایجاد مشکلات محیطی میتوانند با فرسایش تجهیزات و زیرساختها خسارت ایجاد کنند.
ناصری اضافه کرد: ماسههای روان با وزش بادهایی با سرعت حدود ۶ تا ۷ متر بر ثانیه بهراحتی جابهجا میشوند و در مسیر حرکت خود میتوانند به ساختمانها، تأسیسات، راهها و خطوط راهآهن آسیب وارد کنند. حرکت این ذرات حتی میتواند اثری مشابه «سندبلاست» ایجاد کرده و موجب فرسایش تجهیزات و کاهش عمر زیرساختها شود.
رئیس مرکز تحقیقات بینالمللی بیابان با تاکید بر اینکه در گذشته بیشتر از مالچهای نفتی برای تثبیت ماسههای روان استفاده میشد، خاطر نشان کرد: این مالچها کارایی خود را در کنترل حرکت ماسهها نشان دادهاند، اما در کنار اثرات مثبت، پیامدهای زیستمحیطی نیز داشتند؛ به همین دلیل طی سالهای اخیر توجه بیشتری به استفاده از مالچهای زیستی و زیست تخریبپذیر شده است.
ناصری با بیان اینکه نقش اصلی مالچ، تثبیت موقت ماسههای روان است، گفت: هدف از اجرای مالچپاشی این است که برای مدت دو تا سه سال، حرکت تپههای ماسهای کنترل شود تا فرصت لازم برای استقرار پوشش گیاهی فراهم شود. در این مدت، رطوبت موجود در خاک حفظ میشود و گیاهان میتوانند رشد کنند.
وی افزود: پس از استقرار پوشش گیاهی، خود گیاهان بهعنوان یک عامل طبیعی در کاهش سرعت باد عمل کرده و از حرکت مجدد ماسههای روان جلوگیری میکنند؛ بنابراین مالچ بهتنهایی راهکار نهایی نیست، بلکه ابزاری برای فراهم کردن شرایط استقرار پوشش گیاهی محسوب میشود.
رئیس مرکز تحقیقات بینالمللی بیابان با اشاره به پیشرفتهای انجامشده در زمینه تولید مالچهای زیستی در کشور خاطرنشان کرد: مالچهای زیستی تنوع زیادی دارند و از فرآوردههای مبتنی بر باکتریها گرفته تا پلیمرهای زیستتخریبپذیر را شامل میشوند. بسیاری از این محصولات در مطالعات و طرحهای اجرایی، کارایی مطلوبی از خود نشان دادهاند.
وی ادامه داد: خوشبختانه پژوهشگران ایرانی طی سالهای اخیر انواع مختلفی از مالچهای زیستی را تولید کردهاند. علاوه بر این، مالچهای معدنی نیز از برخی فرآوردههای معدنی و محصولات جانبی صنایع تولید شدهاند که میتوانند در تثبیت ماسههای روان مورد استفاده قرار گیرند.
مهمترین محدودیت برای بهرهگیری از مالچهای زیستی
رئیس مرکز تحقیقات بینالمللی بیابان، با اشاره به محدودیتهای توسعه استفاده از مالچهای زیستی در کشور گفت: اگرچه بسیاری از مالچهای زیستی در مطالعات مختلف کارایی خود را در تثبیت ماسههای روان و کنترل بیابانزایی نشان دادهاند، اما یکی از چالشهای اصلی، تولید صنعتی و امکان عرضه این محصولات در مقیاس گسترده است.
وی افزود: بسیاری از این مالچها هنوز به مرحله تولید صنعتی نرسیدهاند و نیازمند توسعه فناوری هستند تا بتوان آنها را در مقیاسهای بزرگ، برای مثال در حجم چند میلیون لیتر، تولید و در عرصههای وسیع ماسهای کشور استفاده کرد.
رئیس مرکز تحقیقات بینالمللی بیابان با اشاره به چالش اقتصادی استفاده از مالچهای زیستی اظهار کرد: موضوع هزینه یکی از موانع مهم در توسعه این روش است. ممکن است یک مالچ زیستی در شرایط آزمایشگاهی و مطالعات میدانی عملکرد بسیار خوبی داشته باشد، اما اگر اجرای آن در هر هکتار هزینهای بالغ بر چند صد میلیون تومان داشته باشد، مسائل اقتصادی به یک عامل محدودکننده تبدیل میشود. این موضوع میتواند موجب تردید دستگاههای اجرایی مانند سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری و حتی بخشهای خصوصی برای استفاده گسترده از این فناوریها شود؛ البته این تردید به معنای نداشتن کارایی مالچهای زیستی نیست، بلکه بیشتر به هزینههای اجرایی و امکان اقتصادیسازی آن مربوط است.
افق نامطلوب ایران برای بیابانزایی
ناصری در پاسخ به پرسشی درباره وضعیت ایران از نظر آسیبپذیری در برابر بیابانزایی گفت: وضعیت کشور در این زمینه چندان مطلوب نیست، زیرا ایران در کمربند بیابانی جهان قرار گرفته است. قرار گرفتن در این کمربند به این معناست که وجود بیابان و برخی عوارض طبیعی مرتبط با مناطق خشک، بخشی از شرایط اقلیمی کشور محسوب میشود.
وی افزود: زمانی که از بیابان صحبت میکنیم، با محیطی مواجه هستیم که محدودیت منابع آب یکی از ویژگیهای اصلی آن است و طبیعتا چنین محیطی از نظر منابع آبی پایداری کمتری دارد. ایران نیز به صورت تاریخی همواره با دورههای خشکسالی و کمآبی مواجه بوده است.
رئیس مرکز تحقیقات بینالمللی بیابان با اشاره به بازتاب مساله کمآبی در فرهنگ ایرانی اظهار کرد: موضوع آب و خشکسالی همواره در ادبیات، اشعار و فرهنگ عمومی ایران حضور داشته است؛ چراکه کشور ما هیچگاه سرزمین پرآبی نبوده و نیاکان ما با درک این شرایط، راهکارهایی برای سازگاری با محیط خشک ایجاد کردهاند. یکی از نمونههای مهم این سازگاری، ابداع قنات توسط ایرانیان برای تأمین پایدار آب بوده است. همچنین در مناطقی مانند یزد، اصفهان و خراسان جنوبی، نظامهای سنتی مدیریت و آبیاری آب به گونهای طراحی شده بود که امکان استفاده بهینه از منابع محدود آبی را فراهم میکرد.
ناصری با بیان اینکه شرایط مصرف آب در کشور طی دهههای اخیر تغییر کرده است، گفت: افزایش جمعیت، توسعه شهرها و تغییر سبک زندگی موجب شده میزان مصرف آب نسبت به گذشته افزایش یابد. در گذشته الگوهای مصرف بسیار متفاوت بود، اما امروز به دلیل تغییر شرایط زندگی، نیازهای آبی خانوارها افزایش یافته است.
وی افزود: برای مثال، میزان استفاده از آب برای مصارف بهداشتی و شستوشو در گذشته با امروز قابل مقایسه نیست و تغییر سبک زندگی باعث شده فشار بیشتری بر منابع آب وارد شود. در کنار این موضوع، توسعه شهرنشینی و افزایش تقاضا برای خدمات مختلف نیز بر میزان مصرف آب اثر گذاشته است.
توسعه انسانی و تخریب سرزمینی
رئیس مرکز تحقیقات بینالمللی بیابان، با اشاره به تأثیر توسعههای انسانی بر تشدید تخریب سرزمین و بیابانزایی، گفت: افزایش جمعیت، نیاز به تأمین غذا و توسعه بخش کشاورزی، سدسازی و گسترش فعالیتهای اقتصادی اگر بدون توجه به ظرفیتهای محیطزیستی انجام شود، میتواند فشار مضاعفی بر اکوسیستمها وارد کند. نمونه بارز این وضعیت را میتوان در دریاچه ارومیه مشاهده کرد؛ جایی که کاهش سطح آب موجب شده بخشهایی از بستر این دریاچه به کانون تولید و انتشار نمک تبدیل شود و روند بیابانی شدن آن را تشدید کند.
وی با بیان اینکه عوامل انسانی در خشک شدن دریاچه ارومیه نقش مهمی داشتهاند، خاطرنشان کرد: تغییر اقلیم نیز که خود تا حد زیادی تحت تأثیر فعالیتهای انسانی و افزایش انتشار گازهای گلخانهای است، موجب افزایش دما و تغییر شرایط اقلیمی شده است، اما در کنار آن، اقداماتی مانند سدسازی در حوضه آبریز دریاچه ارومیه و توسعه کشاورزی نیز بر کاهش منابع آبی این پهنه اثرگذار بوده است.
ناصری ادامه داد: توسعه کشاورزی برای تأمین غذا انجام شده و نمیتوان این موضوع را صرفا از منظر منفی نگاه کرد، اما مساله این است که در بسیاری از مناطق کشور، بهرهوری مصرف آب پایین بوده و هنوز از سامانههای آبیاری پیشرفته به میزان کافی استفاده نمیشود. در نتیجه، فشار زیادی بر منابع آبی وارد شده است. تداوم این روند موجب بروز پیامدهایی مانند خشک شدن تالابها، افزایش کانونهای گرد و غبار، شور و قلیایی شدن خاکها، کاهش حاصلخیزی اراضی و تخریب سرزمین شده است.
وی با اشاره به ارتباط برداشت بیرویه از منابع آب با تشدید بیابانزایی گفت: در برخی مناطق، برداشت آب از منابع زیرزمینی و استفاده از آبهای شور برای توسعه کشاورزی، همراه با توسعه نامناسب فعالیتهای کشاورزی و معدنکاری بدون برنامه در مناطق بیابانی، مجموعهای از عوامل را ایجاد کرده که به صورت همافزا موجب کاهش توان تولیدی سرزمین شده است.
رئیس مرکز تحقیقات بینالمللی بیابان با بیان اینکه افزایش مصرف آب در بخش کشاورزی یکی از چالشهای اصلی کشور است، اظهار کرد: کاهش ورودی آب به تالابها موجب میشود بستر خشکشده آنها به منبع تولید گرد و غبار تبدیل شود.
وی با اشاره به وضعیت تالاب میقان اراک گفت: در استان مرکزی، تالاب میقان که از آن به عنوان کویر میقان نیز یاد میشود، در دورههایی به دلیل کاهش ورودی آب با مشکلاتی مواجه بوده است. اگرچه در سالهای اخیر بخشی از آب از طریق تصفیهخانه به این تالاب هدایت شده، اما توسعههای نامتوازن در اطراف آن میتواند موجب شود این پهنه به منبع برداشت ذرات نمک و گرد و غبار تبدیل شود.
ناصری اضافه کرد: خشک شدن تالابهایی مانند هامون، گاوخونی، جازموریان و بخشهایی از دریاچه ارومیه، موجب شکلگیری کانونهای جدید گرد و غبار شده و روند تخریب سرزمین و گسترش شرایط بیابانی را تشدید کرده است.
وی همچنین با اشاره به پدیده فرونشست زمین به عنوان یکی دیگر از پیامدهای تخریب سرزمین گفت: در بسیاری از دشتهای کشور، افت شدید سطح آبهای زیرزمینی موجب بروز فرونشست شده که یکی از مهمترین نشانههای کاهش پایداری سرزمین در ایران به شمار میرود.
رئیس مرکز تحقیقات بینالمللی بیابان تأکید کرد: مدیریت این چالشها باید در شرایطی انجام شود که کشور همزمان با کاهش بارندگی، کمبود منابع آبی و پیامدهای تغییرات اقلیمی مواجه است؛ بنابراین برنامهریزی برای حفاظت از منابع طبیعی و سازگاری با شرایط جدید اقلیمی ضرورتی اجتنابناپذیر است.
بازنگری سیاستگذاریها کلید حل معمای چالشهای زیست محیطی
رئیس مرکز تحقیقات بینالمللی بیابان، با اشاره به ضرورت بازنگری در سیاستگذاریهای مقابله با بیابانزایی گفت: کشور از نظر قوانین و مقررات زیست محیطی با کمبود قانون مواجه نیست، اما مساله اصلی این است که برای حل چالشهای محیط زیستی باید ابعاد انسانی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نیز در کنار ملاحظات طبیعی مورد توجه قرار گیرد.
وی با بیان اینکه رشد جمعیت، پیچیدهتر شدن مسائل اقتصادی و افزایش نیازهای جامعه موجب شده محیط زیست از سایر بخشها جدا نباشد، تاکید کرد: اگر عنصر انسانی و شرایط اقتصادی و اجتماعی در برنامهریزیها دیده نشود، حتی بهترین قوانین نیز نمیتوانند به موفقیت کامل منجر شوند.
رئیس مرکز تحقیقات بینالمللی بیابان با تأکید بر نقش مشارکت مردم و بهرهبرداران در اجرای سیاستهای محیطزیستی اظهار کرد: قانون یکی از ابزارهای مقابله با تخریب سرزمین است، اما این ابزار زمانی کارآمد خواهد بود که جامعه، مردم و بهرهبرداران در فرآیند سیاستگذاری و اجرای برنامهها مشارکت داشته باشند. بخشی از مشکلات موجود به سیاستگذاریهای نادرست بازمیگردد؛ چراکه برخی سیاستها زمینه شکلگیری فعالیتهایی را فراهم میکنند که بعدها به دلیل پیامدهای محیطزیستی نیازمند اصلاح میشوند.
ناصری با اشاره به تغییر الگوهای تولید در بخش کشاورزی گفت: زمانی که سیاستی موجب تغییر الگوی کشت و جایگزینی یک محصول با محصولی آببرتر میشود، به تدریج زنجیرهای از فعالیتهای اقتصادی، شغلی و تولیدی شکل میگیرد و اصلاح آن دیگر به سادگی امکانپذیر نیست. نمیتوان پس از توسعه یک فعالیت اقتصادی یا ایجاد باغات و مزارع گسترده، صرفا با یک دستور قانونی خواستار حذف آنها شد؛ بلکه باید این فرآیندها با مشارکت مردم و بر اساس برنامهریزی علمی به سمت توسعه پایدار هدایت شود.
رئیس مرکز تحقیقات بینالمللی بیابان تأکید کرد: توسعه کشاورزی، بهرهبرداری از منابع طبیعی و فعالیتهای معدنی باید متناسب با ظرفیتهای هر منطقه انجام شود و نمیتوان برای همه نقاط کشور یک نسخه واحد ارائه کرد.
وی با اشاره به ضرورت سیاستگذاری منطقه محور در بخش کشاورزی گفت: برای مثال، شرایط توسعه کشاورزی در سیستان و بلوچستان با مازندران متفاوت است و تصمیمگیری درباره الگوی تولید باید بر اساس ظرفیتهای اقلیمی، منابع آب و توان اکولوژیک هر منطقه انجام شود.
ناصری با اشاره به برخی چالشهای ناشی از نبود تناسب میان تولید و ظرفیت منابع گفت: در برخی موارد، تولید یک محصول به حدی افزایش پیدا میکند که نهتنها بازار مصرف کافی برای آن وجود ندارد، بلکه شاهد هدر رفت منابع و بروز مشکلات اقتصادی برای تولیدکنندگان هستیم؛ بنابراین سیاستهای کلان باید به گونهای تنظیم شود که میزان تولید بر اساس نیاز واقعی و توان سرزمین باشد.
تولید هندوانه آری یا خیر؟
وی با اشاره به کشت محصولاتی مانند هندوانه اظهار کرد: موضوع برخی محصولات آببر مانند هندوانه همواره مورد بحث بوده است، اما مساله اصلی حذف یک محصول نیست؛ بلکه باید تولید هر محصول متناسب با ظرفیت منابع آب و شرایط هر منطقه برنامهریزی شود.
رئیس مرکز تحقیقات بینالمللی بیابان با تأکید بر نقش علم و فناوری در مدیریت بحرانهای محیطزیستی گفت: توسعه دانش و فناوری میتواند بسیاری از چالشهای موجود را به تدریج کاهش دهد، اما شرط موفقیت آن، توجه سیاستگذاران به یافتههای علمی در حوزههای مختلف از جمله علوم اجتماعی، علوم فنی، کشاورزی و منابع طبیعی است. اگر سیاستگذاریها بر پایه دانش علمی و با مشارکت جامعه انجام شود، میتوان امیدوار بود کشور در برابر شرایط سخت ناشی از تغییرات اقلیمی، کمبود منابع آب و تخریب سرزمین، تابآوری بیشتری پیدا کند و مسیر پایدارتری را در پیش بگیرد.
وی با تاکید بر اینکه تجربه تاریخی ایران نشان میدهد امکان سازگاری با شرایط خشک و بیابانی وجود دارد، گفت: ایران با گستردگی سرزمینی و سابقه حدود ۱۰ هزار سال حضور انسان، نمونهای از سازگاری جوامع با محیطهای خشک است و نیاکان ما توانستهاند با شناخت ظرفیتهای سرزمین، در این مناطق زندگی، تولید و تمدنسازی کنند. شهرهایی مانند یزد و کرمان نمونههای روشنی از این سازگاری هستند؛ مناطقی که از نظر منابع آبی، سرزمینهای پرآبی محسوب نمیشوند، اما مردم آنها با مدیریت منابع، کشاورزی و ایجاد شیوههای نوآورانه زندگی توانستهاند حیات پایدار ایجاد کنند.
رئیس مرکز تحقیقات بینالمللی بیابان با اشاره به نمونههایی از سازگاری معماری ایرانی با اقلیم خشک اظهار کرد: مردم مناطق بیابانی در طول تاریخ با استفاده از دانش بومی، راهکارهایی برای مقابله با گرما و کمبود آب ایجاد کردهاند؛ از جمله ساخت خانههای سازگار با اقلیم، ایجاد فضاهای زیرزمینی خنک، بادگیر، آبانبار و یخچالهای سنتی که همگی حاصل بهکارگیری دانش برای افزایش رفاه در محیطهای خشک بودهاند.
وی با اشاره به شهر کاشان گفت: این شهر نمونهای از سازگاری انسان با تغییرات محیطی است. اگرچه در گذشته پوششهای جنگلی در این مناطق وجود داشته که بخش زیادی از آنها از بین رفته است، اما مردم با شرایط جدید سازگار شده و با استفاده از فناوریهای بومی، امکان تداوم زندگی را فراهم کردهاند.
ناصری با بیان اینکه بیابان تنها یک تهدید نیست، بلکه ظرفیتهای قابل توجهی نیز دارد، یادآور شد: بیابان در کنار چالشهایی که ایجاد میکند، فرصتهای بینظیری در اختیار کشور قرار میدهد و اگر به درستی مدیریت شود، میتواند به منبع توسعه تبدیل شود.
وی با اشاره به استفاده تاریخی ایرانیان از انرژی باد افزود: بسیاری از مردم تصور میکنند آسیابهای بادی تنها به کشورهای اروپایی محدود است، در حالی که ایران نیز نمونههای ارزشمندی از آسیابهای بادی دارد. در مناطقی مانند سیستان و بلوچستان، زابل، نهبندان و نشتیفان خواف، مردم از دیرباز نیروی باد را برای انجام فعالیتهایی مانند آسیاب کردن گندم به کار گرفتهاند. این نمونهها نشان میدهد استفاده هوشمندانه از منابع طبیعی، حتی در سختترین شرایط اقلیمی، میتواند زمینهساز زندگی پایدار باشد.
رییس مرکز تحقیقات بیابان با اشاره به ظرفیت انرژی خورشیدی در مناطق بیابانی کشور اضافه کرد: امروز اگر در منطقهای مانند کویر لوت دمای سطح زمین به حدود ۷۳ درجه سانتیگراد میرسد، این موضوع علاوه بر اینکه یک چالش است، نشاندهنده ظرفیت عظیم انرژی خورشیدی نیز هست و میتوان با توسعه پنلهای خورشیدی، از این انرژی برای تولید برق و کاهش ناترازی انرژی استفاده کرد.
ناصری ادامه داد: مناطق بیابانی کشور همچنین ظرفیت بالایی برای توسعه گردشگری دارند؛ اما این گردشگری نباید صرفاً به نمایش شنزارها محدود شود، بلکه باید همراه با معرفی تمدن، هنر، معماری و فرهنگ ایرانی باشد. گردشگری بیابانی در شهرهایی مانند یزد، کاشان و کرمان میتواند تجربهای متفاوت برای گردشگران ایجاد کند؛ چراکه در این مناطق، بیابان در کنار معماری سنتی، آداب و رسوم، صنایع دستی و فناوریهای بومی مانند یخچالها و بادگیرهای تاریخی قرار گرفته است.
رئیس مرکز تحقیقات بینالمللی بیابان با اشاره به نمونههایی از معماری سازگار با اقلیم اظهار کرد: سازههایی مانند یخدانها و بادگیرهای سنتی نشان میدهد ایرانیان چگونه بدون استفاده از انرژیهای مدرن، راهکارهایی برای ایجاد سرما و تهویه طبیعی در مناطق گرم و خشک ایجاد کرده بودند. برای مثال، بادگیر چپقی سیرجان علاوه بر زیبایی معماری، نمونهای از سازگاری هوشمندانه با اقلیم منطقه است.
وی با بیان اینکه ظرفیتهای اقتصادی مناطق بیابانی تنها به گردشگری و انرژی محدود نمیشود، گفت: کشور دارای منابع معدنی و شورابههای ارزشمندی در مناطق کویری است. برای نمونه، از شورابههای کویری میتوان موادی مانند پتاس استخراج کرد و نمونه آن مجتمع پتاس خور در استان اصفهان است که نشان میدهد حتی منابع موجود در محیطهای خشک نیز قابلیت درآمدزایی دارند.
ناصری با تاکید بر ضرورت حفظ جمعیت در مناطق بیابانی گفت: بهرهگیری از ظرفیتهای اقتصادی این مناطق میتواند به ایجاد اشتغال، جلوگیری از مهاجرت و حفظ پویایی سکونتگاههای بیابانی کمک کند.
این محقق حوزه بیابانها، با اشاره به افزایش تمایل مهاجرت جمعیت از مناطق جنوبی کشور به استانهای شمالی اظهار کرد: خالی شدن مناطق بیابانی از جمعیت میتواند پیامدهای مختلف اجتماعی، اقتصادی و حتی امنیتی به همراه داشته باشد؛ چراکه هر روستایی که تخلیه میشود، مسائل و مشکلات آن در نهایت به شهرها منتقل خواهد شد.
رئیس مرکز تحقیقات بینالمللی بیابان با تأکید بر وجود الگوهای موفق در توسعه مناطق بیابانی گفت: در کشور نمونههایی وجود دارد که نشان میدهد میتوان با تکیه بر ظرفیتهای محلی، روند مهاجرت معکوس ایجاد کرد. روستاهای مصر و فرحزاد در استان اصفهان از جمله نمونههایی هستند که توسعه گردشگری موجب رونق صنایع دستی، احیای معماری و بازگشت جمعیت به این مناطق شده است.
وی خاطرنشان کرد: بیابانها اگرچه با چالشهایی مانند خشکسالی، بیکاری و محدودیت منابع آب مواجه هستند، اما میتوانند با برنامهریزی صحیح به فرصتهایی برای توسعه پایدار، ایجاد درآمد، حفظ جمعیت و بهرهبرداری هوشمندانه از ظرفیتهای طبیعی کشور تبدیل شوند.
رئیس مرکز تحقیقات بینالمللی بیابان، با تأکید بر اینکه توسعه در مناطق بیابانی باید مبتنی بر اصول پایداری باشد، گفت: هرگونه توسعهای در این مناطق، از جمله گردشگری، باید با ظرفیتهای طبیعی و توان اکولوژیک منطقه هماهنگ باشد و نمیتوان بدون برنامهریزی علمی و عقلانی اقدام به توسعه کرد. گردشگری به معنای بهرهبرداری بیحد و بدون توجه به ظرفیتهای محیطی نیست؛ همانطور که نمیتوان در یک سفره برای تعداد محدودی از افراد غذا آماده کرد و سپس انتظار داشت ظرفیت آن برای جمعیت بسیار بیشتری پاسخگو باشد، در مناطق طبیعی نیز باید میزان بهرهبرداری متناسب با توان محیط باشد.
وی با تأکید بر ضرورت بازگشت به نگاه سازگارانه ایرانیان با طبیعت اظهار کرد: فرهنگ ایرانی در طول تاریخ، فرهنگی سازگار با طبیعت بوده است. مردم این سرزمین همواره در کنار طبیعت زندگی کردهاند و تلاش نکردهاند طبیعت را کاملاً تحت سلطه خود قرار دهند، بلکه راههای سازگاری با شرایط محیطی را پیدا کردهاند. متأسفانه در چند دهه اخیر، تغییر این نگاه و شکلگیری برخی رویکردهای نادرست در بهرهبرداری از منابع طبیعی، موجب بروز بخشی از تخریبهای محیطزیستی شده است. در کنار آن، برخی سیاستگذاریهای نادرست نیز در تشدید این شرایط نقش داشتهاند.
ناصری با اشاره به ضرورت افزایش آگاهی عمومی و مشارکت جامعه در حفاظت از محیط زیست، اضافه کرد: برای مواجهه با چالشهای زیستمحیطی، علاوه بر نقش حاکمیت، مردم نیز نیازمند آموزش و افزایش آگاهی هستند و باید این باور ایجاد شود که حفاظت از طبیعت یک مسئولیت عمومی است. برای مقابله با چالشهایی مانند گرد و غبار، به یک عزم ملی نیاز داریم؛ چراکه آثار تخریب محیط زیست محدود به یک منطقه خاص نمیماند. برای مثال، گرد و غباری که در اهواز شکل میگیرد، میتواند آثار خود را در شهرهایی مانند تهران و کرج نیز نشان دهد.
رئیس مرکز تحقیقات بینالمللی بیابان با تاکید بر اینکه هر فرد باید نسبت به محیط زیست، منابع طبیعی و داشتههای ارزشمند کشور احساس مسئولیت داشته باشد، زیرا حفاظت از سرزمین تنها وظیفه یک دستگاه یا سازمان خاص نیست، اظهار کرد: کشور ما از نظر تنوع اقلیمی، سرزمینی کمنظیر است و تقریبا بسیاری از اقلیمهای جهان را در خود جای داده است. وجود مناطقی با اختلاف دمای بیش از ۵۰ درجه میان سردترین و گرمترین نقاط کشور، نشاندهنده ظرفیت طبیعی منحصربهفرد ایران است. این تنوع اقلیمی و طبیعی یک سرمایه بزرگ برای کشور محسوب میشود و اگر با نگاه علمی، مسئولانه و پایدار مدیریت شود، میتواند زمینهساز توسعهای باشد که هم محیط زیست را حفظ کند و هم رفاه و معیشت مردم را ارتقاء دهد.
انتهای پیام










دیدگاه ها